سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
دست خط ...
ای انس! بر شمار دوستان بیفزا، که آنان شفیع یکدیگرند . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]
لوگوی وبلاگ
 

دسته بندی موضوعی یادداشتها
 
دوکوهه ، راهیان نور ، مشهد ، پلاک ، حسینیه ، حاج همت ، خدا ، شهدا ، گردان ، تخریب ، مرضیه پژمان یار ، زیارت ، غرب ، عید ، میلاد ، امام رضا ، مادر ، هنرمندان ، حجاب ، سفر ، دعا ، دل ، امام ، شب ، آوینی ، نماز ، اروند ، انتظار ، رزم شبانه ، عطر ، پله ، حسین ، مهمون ، بلاگ ، خادم ، خاطره ، ازدواج ، محمودوند ، حج آقا رحیم ارباب ، فتح المبین ، همایش عفاف ، تقوا ، عملیات ، فکه ، بابا ، رمضان ، جبهه ، آموزش ، راوی ، شهید ، جمعه ، صبح ، دکتر ، سردار ، علی ، آه ، یا علی ، احمد متوسلیان ، جنگ ، مهمونی ، حرم ، عسگری ، احمدی ، رسول الله(ص) ، انگشت ، زخمی ، جواد اکبری ، سیف الله مرتضوی ، عباس ، سجاد ، شیعه ، چشم ، خال ، هزار ، قرآن ، مسلمان ، شجره طیبه ، کلام خدا ، امام خمینی ، نگاه ، بصیرت ، پلاکهای چروک خورده ، صلوات ، مین ، والمری ، پازوکی ، روز ، رجب ، گلزار ، سید مسعود رشیدی ، دست خودم ، رمل ، درس عبرت ، زندگی ، تجربه ، گردان تخریب ، لشکر 27 ، نخود ، تانک ، لوله ، ریگ ، اردوو ، مرصاد ، بازار ، خرید ، نخرید ، شام ، دریاچه ، وزوایی ، ثارالله ، اجتهاد ، پابرهنه ، هدف ، افتتاحیه ، اصفانی ، نامه ، رقیه ، صاحب الزمان(عج) ، عیدفطر ، عفاف ، حیا ، توهم ، دو کوهه ، فروردین ، بسیجی ، جاویدالاثر ، اتوبوس ، اسلام ستیزی ، قرآن سوزی ، صهیونیست ، آقا ، امروز ، موزه ، خرمشهر ، عکاس ، مقایسه ، تخریبچی ، اباصالح(عج) ، ال یاسین ، آل یاسین ، مدیر ، محمود احمدی نژاد ، بسم الله ، جان ، سلام ، تفحص ، غیرت ، عشق ، دامن زهرا ، دست و پا ، عشقولانه ، مرخصی ، کسر کار ، بلاگ، پلاک، راهیان نور، شهید علم الهدی، سید، کمیل،ندبه، گریه ، سوز دل ، ناله ، ماه رمضون ، بلاگ، پلاک، راهیان نور، بستنی، بهداشت،مسمومیت ، فارس الحجاز ، کوثر ، زن ، کوچه ، پسر کوچکش ، کمر ، فاطمیه ، مصطفی چمران ، دهلاویه ، شهادت ، کلاس ، چیطوری ، حواس ، حاشیه ، پادگان ، پیامبر ، یوخده ، زائر ، اکسیژن ، مارمولک ، عکس ، کوله پشتی ، دفتر توسعه وبلاگهای دینی ، کرایه ، سردار عسگری ، آدم ، آتش بس ، منت ، ادعا ، تفنگ ، باغ ، فرشته ، درس ، دستمال ، اذون ، لر ، خون ، گردن ، مربی ، اصفهانی ، تهران ، قم ، اصفهان ، گلزار شهدا ، سیدحسین ، سید مسعود ، شله زرد ، کیک ، شیرینی ، شکلات ، پهلوان ، رفیق ، مدیر عامل ، سال 1388 ، خرداد ماه ، بیست و دوم ، دین ، مذهب ، رنگ ، نقاب ، پناه ، اولی ، مرگ بر اسرائیل ، سید ، منافق ، سبز ، آب ، دارت ، حسادت ، شلمچه ، زخم ، پهلو ، سکه ، بازار سکه ، معراج ، یادم بدین ،

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :42
بازدید دیروز :554
کل بازدید :172891
تعداد کل یاداشته ها : 391
5/12/90
5:34 ص
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
پاک روان[136]
دست خطم ؛ هنوز مشکل داره ... در حال تمرین هستم

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

پیوند دوستان
 
حکومت نظامی نهِ/ دی/ هشتاد و هشت ای نام توبهترین سر آغاز رنگارنگه نگاه هشتم زنده یاد * آه از بهار بی یار* عشق الهی آغاز راه @@@ استشهادی @@@ مدرسه ابتدایی پسرانه غیر دولتی امام هادی (ع) سبزوار ستاد مردمی حمایت از تحریم کالاهای صهیونیستی مهندسی ابزار دقیق بازگشت به خویشتن شیم سبز هیئت کریم آل طاها - قم «نجوای شبانه» نوشت گاه میم سین مهندسی متالورژِی خون شهدا تخریبچی... مجله التکرونیکی وبلاگ های پایگاه شهید سیدمصطفی خمینی(ره) منطقه ممنوعه شکوفه های زندگی پر پرواز مادر . : آدم و حوا : . کشکول حقوق و حقوقدانان انعکاس برای اولین بار ... شروق سجاده ای پر از یاس پیاده تا عرش بوستان نماز مشهد وبلاگ رمز دشمن شناسی صبح مشتاقان پژوهش در تفسیر پاک دیده آخوندها از مریخ نیامده اند!!! مولا کلبه ای برای دست نوشته های من آبدارچی پارسی بلاگ فرشتگان رنجور ● بندیر ● کبو ترانه . تا بام ملکوت یا زهرا(س) آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام حسین عاشق ترین عاشقان اشعار و داستانهای عاشقانه خط بارون ثانیه شب مهتابی دلنوشته-قلمدون بچّه شهید (به یاد شهدا) شب نوشت ... حبل المتین ... (( همیشه با تو )) آخرین منجی صفاسیتی امیدزهرا کلام دل یک طلبه با عبای مشکی بی عینک غریب روزگار یوسف زهرا من هیچم مشکوه مرصاد اسکی روی نور مذهبی.سیاسی.فرهنگی حرف دل وجنات تجری من تحتها الانهار آقاجون سلام تارنما حسن تنهاترین سردار دنیاست گفتگوی دوستانه شیعه مذهب برتر کبوتر امام رضا یاران آسمانی به سوی آینده سبز مفرد مؤنث غائب مسیر رند یکدلی در سفر زندگی کجایند مردان بی ادعا؟ خانه آرزو تعقل و تفکر شهری در آسمان صور اسرافیل موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران دسته کلید ماه شب چهارده منیف شفاعت مذهب بروبچ انتظار وبلاگ شخصی سمانه بروجردی نوشته‏های یک من! چاپارنامه ::::: نـو ر و ز ::::: مرگ شب کجائید ای سبکبالان عاشق مرکز فرهنگی شهید آوینی نهج البلاغه اقلیما آرزوی فاطمه حرفای خودمونی من سلام آقا معبر در هوای دوست مقام عشق شرهانی دکتر آقاتهرانی هنر جنگ دل گویه های یک مجاهد وصال یار ** نشانه ** یادداشتهای یک خبرنگار واحد مهندسی فروش-شرکت آبرون خاطرات یه پشت کنکوری حدیثان زیباترین شکیب زبان سرخ پسر یک روحانی خورشید بارانی کاریکاتوریست مجازی فدایی رهبر علی رضا قزوه

 



امروز چهلمین روزیست که خانه بی تو پروینم پرتو های آفتاب را از لابلای درزهایش پذیرا میشود .


پروینم یگانه الماس خانه و خانواده همه دلتنگ تو هستیم . آره عزیز مهربان یکی یکی مشکلات که روو میشه تازه میفهمیم که الماس ترک خورده ی ما اصل بوده و یکتا .


کاش دل مهربونت رو همیشه همراهمون کنی


ز هجر روی تو بیقرارم ای پروین


زدوری تو اشگبارم ای پروین


چراغ خانه ی ما بعد تو شده خاموش


بدی تو روشنی شام تارم ای پروین


پدر ز داغ تو صبح و مسا بود گریان


که نیستی تو دگر در کنارم ای پروین


شده است مادر تو در غم و چنین گوید


که بعد تو بخدا بی قرارم ای پروین


علیرضا ز غمت روز و شب بود نالان


تو را کجا نگرم گلعذارم ای پروین


ضیایی همسر تو میکند چنین عنوان:


(بخواب زیر لحد داغدارم ای پروین


نباش فکر یتیمان بخواب و راحت باش


که من گلهای تو را جانثارم ای پروین)


دو چشم من که بیوفتد به روی طفلانت


چگونه شرح دهم غمگسارم ای پروین


همیشه در غم و اندوه، خواهران تو اند


چه گویم از غم تو بیقرارم ای پروین


ز جای خیز و ببین دائی و عموهایت


به اشک و ناله چگونه غمگسارم ای پروین


معلمان ز فراقت بگریه می گویند


به پاس خدمت تو شرمسارم ای پروین


چه رنجها تو کشیدی به مدرسه شب و روز


حلال کن همه را گلعذارم ای پروین 


سروده قائلی عموی تو به آه و فغان


که این بود به جهان یادگارم ای پروین


هزار و سیصد و هشتاد و شش میباشد


تو رفته ای ز جهان دل افکارم ای پروین


 


12/9/86::: 10:15 ع
نظر()
  
  




رو می خواد









 



 







 دچار این مرض شد







اشعار همه متعلق به شاعر بزرگ . مرحوم ابوالفضل سپهر . و البته همه دستکاری شدس


4/9/86::: 7:56 ص
نظر()
  
  

امشب شب بارونه، بلبل داره می خونه


عشاق جهان ! مژده، میلاد آقامونه


شب میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا المرتضی تبریک   



هرچند که سایه ها شکستند مرا   
   
ازرشتـه خـورشیـدگسستنـــد مرا


مـرغان حـرم کشـان کشان آوردند


بـرپنجــره فــولاد تــو بستنـــد مرا


امشب اولین شب عیدی ست که پروین بانوی مهربانیهایمان در کنارمان نیست .


امشب اولین شب عیدی ست که مالک و ملیکای عزیزمان شیرینی میلاد امام رضا - ضامن آهو- را در آغوش مادر از دستان پربرکت پدر نمیگیرند.


امشب اولین شب عیدی ست که همسر با معرفت عاشقانه و چشم در چشم تبریک این میلاد سعید را از پروین - بانوی سعادتمندمان - نمی شنود.


از زبان عموی بزرگوارش می نویسم :


رفتی از دار جهان پروینم


بسوی باغ جنان پروینم


پدرو مادر تو گریانند


چونکه رفتی ز جهان پروینم.........


30/8/86::: 8:39 ع
نظر()
  
  

   کوه پرسید ز رود


    زیر این سقف کبود


    راز ماندن در چیست؟


             گفت : در رفتن من


   کوه پرسید و من؟


            گفت : در رفتن تو


بلبلی گفت و من؟


            خنده ای کرد و بگفت : در غزل خوانی تو


آه از آن آبادی


که در آن کوه رود


               رود مرداب شود 


                و در آن بلبل سرگشته سرش را به گریبان ببرد


و نخواند دیگر


من و تو . بلبل و کوه و رودیم


راز ماندن جز


در خواندن من . ماندن تو . رفتن یاران سفر کرده مان نیست


بدان


 


 دیشب کنار غنچه های خوشبوی گل پروین بودیم .


بوی عطر حضورش همه جا را گرفته بود ................


همسرو همراهش . همدل و یارش  که این روزها بیش از همیشه پر از سکوت شده و چشمانی مملو از کلام عاشقانه و معنویت داره...


آره :


چشمهای عاشق و معشوق شاید با هم اینگونه در سکوت همکلام میشن که :


پروینم . الماس سرزمین من .


این چندمین شب است که من با تو نیستم


این چندمین شب است که در شعله زیستم


این عکس اولیست که با هم گرفته ایم


با من بگو در کنارت بی قرار کیستم



و میشنوه .این روزها :


 از ترس مرگ نیست که در عکس نیستم


دیگر اجازه نیست در کنارت بایستم .


23/8/86::: 8:19 ع
نظر()
  
  

 


شاخه با ریشه ی خود حس غریبی دارد


باغ امسال چه پائیز عجیبی دارد


غنچه شوقی به شکوفا شدنش نیست


با خبر گشته که دنیا چه فریبی دارد


خاک کم آب شده مثل کویری تشنه


شاید از جای دگر مزرعه شیبی دارد


سیب هر سال در این فصل شکوفا میشد


باغبان کرده فراموش که سیبی دارد




صبح آفتاب زده بود که نیتی کردم و چند دقیقه بعدش  آباجیمو با رفیق شفیقمون از خواب اصحاب کهف  بیدار کردم حضرات از جاشونم بلند نمیشدن . با کلی صحبت به راه راست هدایت شدن تا حاضر شدن دم ظهر گلزار باشن .خلاصه سه گل نو شکفته  راهی گلزار ............( من به نیابت عزیز از دست رفتمون قدم بر میداشتم)


جاتون خالی .آی حال داد .روز شهادت بود . ما هم دلمون مدینه ای ........


  



خیلی یادت بودم عزیز دل گل پرپر شده .


 به همرزمان همسرت به همکاران خودت خیلی التماس دعا گفتم که به دیدارت بیان انشالله .


 برای شادی روحت پروین عزیز و بزرگوار فاتحه ای همراه با صلوات نثار میکنیم.


 


15/8/86::: 12:11 ع
نظر()
  
  

گلی عفیف و لطیفی که نزدیک یکسال شاهد پرپر شدنش بودیم.معلم پرورشی،کارمند آموزش و پرورش و دبیر مشاور مدارس راهنمایی دخترانه بود .


پروین پرپر شده ی ما مشاور و راهنمای بسیاری بود. عفیف بود و حجاب را نه به پوشیه زدن که به پوششی کامل و عفت در معنی کلمه می دانست.(کلام و زبان ....... ظاهر و باطن).


اردوی طهورا رفته بودم. دلم پیش گل زخم خورده مان بود. گلی که گه گاه از راهنمایی های خواهرانه و مادرانه اش استفاده ها می بردم.


توی اردو برنامه ها را به گونه ای ترتیب داده بودن که من و امثال من که دو روز آخر اردو رو اومده بودیم نتونستیم زیارت بانو بریم.


 جمعه گذشت و من در اردو به برنامه ها و سخنرانیهای جذاب میهمانان بزرگوار آن مشغول ..........


حال و هوای غروب جمعه تازه من رو به یاد زخم عمیق دل و جانم انداخت ...


هر چه ساعت می گذشت تحملم کمتر می شد. به دنبال راهی بودم تا شب عید . غروب جمعه رو در محضر بانو . کنار مرقدشون باشم و متوسل بشم.


از عمق دل و جان برای الماس ترک خورده مان، یاقوت خش دیده مان ملتمس بانوی رنج کشیده ای بشوم . که راهی بسیار سخت را برای رسیدن به برادر بزرگوارش و امام حاضرش پیموده بود. ...... ولی نشد . اجازه ی خروج ندادن. نمی تونم بگم با چه حالی اون شب رو در شهر قم ولی دور از حرم به صبح رسوندم. شب عید. شهر قم. ولی دور از حرم ......


اون شب گذشت. به تلخی هم گذشت. ولی شب عید بود. به هر طریقی بود قبل از ظهر با دوستان همشهری و همسفر خداحافظی کردیم و بالاخره به زیارت خانم رفتیم.


خانم مظهر عفاف بوده اند . دختر و خواهر امام معصوم. همنام ام ابیها (س) . مشرف که شدیم .بسیار التماس دعاها در نظرم می آمد ولی زخم عمیق جان زخم ستاره پروینمان بود ............


پروین ستاره ی عفیف و محبوبمان امیدش به چهارده معصوم بود ...................و این روزهای آخر ساکت بود و مهربانتر از همیشه ...........


 


6/8/86::: 9:25 ع
نظر()
  
  
 

خیلی حرفا دارم که بنویسم و اما هنوز جسارت نوشتنش رو پیدا نکردم . بغضی در راه نفس مانده و قلم پیش نمی ره .


کاش میتونستم بنویسم از گلی که پرپر شد ...


میم مثل ماه . میم مثل ملیکا . میم مثل مالک ... میم مثل مادر ...


مادری که مشاور بود . مشاوری شیرین . برای بچه های مدرسه مادر دلسوزتری از مادرهای سر به هوای خودشون بود .


خواهری دلسوز و قابل اعتماد برای همه دوست و آشنا بود ...


آره گل بود . گلی که خیلی زود پرپر شد.


امروز اولین جمعه ایست که پیش خونوادش نیست . دیشب دومین شبی بود که مالک و ملیکاش کنار بستر مادر آروم نمی گرفتن .


امروز سومین روزیست که بچه هاش نتونستن سر روی شونه های خسته ی مادر بزارن و به اقیانوس آرامش برسن ... 


کاش آرامش ........ 


4/8/86::: 9:4 ص
نظر()
  
  

 


 با آباجی رفته بودیم نمایشگاه انرژی .


ما . یعنی شرکتمون غرفه داشت .........خب منم مشغولی غرفه گردی . آ اینام هی غر میزدند که اینجا کوجاس تو مارا اوردی .


نمایشگاه مالی انرژی سالاری بود . منم بدجور جو گیر شده بودم . آ هی مجذوبی این غرفه میشد . مجذوبی اون غرفه . آخه کف کرده بودم از اینهمه شرکتی درس و درمون که یه جا جمع شده بودن .


اینام که اصی منا درکم نی می کردن . 



رفیق رفقا موقه نماز رفتن سوی خدا ....


 


آ من تازه رفدم سری غرفه شرکتی خودمون . همون که بوروشورا پوستراشم خودم طراحی کرده بودم . آ کلیم سرش این همکارا از ما بهترونم حرسم دادن ...


پسرک جوجه مهندس . نشسته ور دست من . یه ضرب نظر میده . که این عکس رو اینجا بزار . اون عکس و اونجا ...... این آرم رو اینجا بزار . اون آرم رو اونجا .... زیر اینو ( بک گراند رو میگفت) آبی کن . زیر اونو زرد .


طرح کلی جناب مهندسم توپ فوتبال بود ...


***************************** 


صبحی که تلخ تر از آن  وجود نداشت ...


مادرش ناله می کرد و می گفت : چنین روزی را کافر نبیند . چنین روزی را گرگ بیابان نبیند ...


دخترش فریاد می کرد که نمی خوام کسی بیاد خونمون عزاداری کنه ...


همه صبوری می کردند ؟! ساکت بودند و میهمانداری می کردند ...کسی هنوز باور نداشت گلی پرپر شد!!!!!!!!!!.........



خش خش حضورتان سبب دلخوشی کسی است


و این دل خوشی غریزی هیچ توجیهی ندارد


 


29/7/86::: 4:10 ع
نظر()
  
  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ دعای توست نسیبم که آبرودارم-بدون لطف وعطایت مدام درخطرم برای اینکه بیایی نکرده ام کاری-مرا ببخش برایت همیشه دردسرم اگرچه نزدتوبی آبروتر ازمن نیست-خوشم به نوکری مادرتومفتخرم عرض تسلیت شهادت بانوفاطمه زهرا(س)محضرآقاامام زمان(عج)
+ با سلام خدمت شما بزرگوار .چه لطیف است حس آغازی دوباره،و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!و چه اندازه شیرین است امروز...روز میلاد... روز تو!روزی که تو آغاز شدی! تولدتان مبارک