آآآآآآآآآآآآآآ
دوستان محترم که رفتن........ ما موندیم آ یه ساختمانی شلم شوروا. شمسی گآ مهدیه قبلی من پاچاشونا زده بودن بالا آ طی به دست رفته بودن سراغی سرویس بهداشتیا.برا اینکه از قافله عقب نمونم جاروورا گرفتم به دست آ بسم الله.........
همه زایرای شهدا را توو اتاقا جا دادیم. شام تحویلشون شد آ چایم که آماده....
از راه رسیده آ نرسیده راهی سرویس بهداشتی شدن. بعد سفرها پهن شد آ بعدش کم کم سجاده ها جون گرفتن........
هر کی دلش گرفته بود ، هنوز نرفته کربلا ، با من بیاد بریم جنوب ، مرکز عشق به خدا،
دیروز نماز ظهر و عصر رو در جوار شهید علم الهدی بودیم و از اونجا مستقیم طلائیه .
عجب حال و هوائیه ، غروب های طلائیه ...
اینجا همت بی سر شده ، میرافضلی پر پر شده ، داد از غریبی ... عشق رو اینجا نشون دادن، باکری هامون جون دادن...
داد از غریبی ...