• وبلاگ : دست خط ...
  • يادداشت : ميدوني 72 تن.......(خانم فاطمه معصومه .4)
  • نظرات : 0 خصوصي ، 6 عمومي
  • mp3 player شوکر

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام ... پست جالبي بود.

    ممنون از لطفتون و نظرتون

    استفاده کردم

    ياعلي

    لهجه اصفهاني تو متن هم شيريني خودش روداره. روان مي نويسيد
    مطالبتون تو سايت خبري تحليلي طلبه بلاگ انعکاس پيدا مي کنه. ميدونستيد؟موفق باشيد.
    عطر ريحان

    سلام خواهرجون خوبي ؟؟

    آخي ! وقتي از تميزي نرده ها نوشته بودي حدس زدم حتما چادرت رنگي شده ...الهي ...خيلي بده چادر رنگي بشه و مجبور باشي باهاش راه بري تو خيابون !! :دي

    موفق باشي /التماس دعاي شديد

    يا علي و يا حق


    اون از بي سعادتيه ماس آباجي!:دي

    نه بابا ديگه انقد نامرد نيستم!! اون موقه هم كه چادر گل گلي شده بودي اگه پيشت بود مطمئنا نميخنديدم! كلي تاسف ميخوردم! خنده ي من از براي لهجه ي بسي شيرين و تعريف كردن ماجراش بوده وگرنه حضوري بود كلي ناراحت ميشديدم!

    حالا چيكارش كردي چادر رو؟!


    واي خدااااااااااا:))

    چادر گل گلي شدي؟!:دي

    ميگم هي ميري قم برميگردي؟ يا اينا مال همون يكي دو دفعه س؟!

    مرديدم از خنده آباجي!:ديييييييييي

    پاسخ

    د برا همينس كه همه جا با شوما همسفر نيميشم.......... ميترسم بيام با شوما آ همينجور كه دارم در كناري شوما قدم ميزنم آ از طبيعت زيبا لذت ميبرم پام پيچ بخوره آ شاتالاپي بيوفدم تو يه مادي(مادي= در لهجه اصفاني اصيل برابر با يك نهر بزرگ) آ شوما به جا اينكه دستما بگيرين تا بيام بالا ......دستدونا بزارين رو شيكمدون آ از خنده ليسه برين..........