سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 319
  • بازدید دیروز: 335
  • کل بازدیدها: 1020953



ته اتوبوس (همون ردیف آخر) نیشسته بودم ، که دیدم رفیق نازنین- سرکار خانم عکسِ 4قدر به سر تشریف آوردن کنار ما.

بهش گفتم : چه عجب از این طرفا؟
فرمودن: دیدار دوستان:
عرض کردم:نظرتون در مورد نقطه ی آغازی اردوو چی چیس؟
فرمودن: یکم تاخیر داشت . ولی بقیه خوب بود.
عرض کردم: اتوبوساش خبس؟

فرمودن:  اِی .
عرض کردم: صندلیاش؟ هوا اتوبوس خبس؟
فرمودن: چشمها را باید شست.
عرض کردم: با چی چی؟ یعنی با اتک بشوریم چشاموناأ اونوقت صندلی اتوبوس دیگه نکبت نیست؟ اونوقت از هوای تهوع آوری اتوبوس دیگه این رفیمون احوالاتش زیرآروو نیمیشد؟
فرمودن:
اطلاع ندارم.
عرض کردم:
اردوو که با تاخیر شروع شدس. صبحانه هم که در کار نبودس. اتوبوساشم که نکبتس. کاری فرهنگیم که هنوز درکار نبودس. پس کیک آ ساندیسشون کووووووووووو؟

فرمودن: قرار بوده کیک و ساندیس بِدَن؟
عرض کردم: والله ما شنیدیم، توو این مملکت هر جا کاری فرهنگی میشد ، کیک ا ساندیس میدن.ولی اینجا!
!!!!!!!!!!
فرمودن :
نه اینجا چنین قراری نبوده.
عرض کردم : خانم شکارچی ! اردوو که با تاخیر شروع شدس. کاری فرهنگیم که نشدس. اتوبوساشونم که کثیفس . کیک آ ساندیسم که ندادن. حالا به نظرتون مسئولای اردوو در چه حدی هستن؟
فرمودن: گل  و گلاب.
عرض کردم :  منظورتون کدومس؟ - آخه خیلی با احساس گفتین!!
فرمودن: شما رو میگم.
گفتم: من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بنده غلط بکنم. که اینجا کاره ای باشم. بنده ته اتوبوس آرووم آ بی صدا نیشستم. کاری هم به کسی ندارم. خدارم شکر که حضرتی استاد احسان بخش همین تهی اتوبوسم اجازه دادم بشینم. شما که اطلاع ندارین. اصلاً بزار بهت بگم.

 


دیروز خودم با جناب احسانبخش تماس گرفتم که ساعت حرکت رو بپرسم. فرمودن مگه میایین؟ عرض کردم والا پارسال ببا 35 هزار تومنی که دادم رووی پله های اتوبوس جا پیدا کردم. حالا با 30 هزار تومن پولی که ازم میگیرین... می خواستم بپرسم ممکنه توو بوفه اتوبوس جا بهم بدین؟؟؟؟؟؟ که فرمودن شما بیا اگه جا بود که بشین. اگه نبود دنبال اتوبوس بدووووو


حالا پس سرکار خانم دیگه از این اشتباهات نکن .عزیزم. پس دوباره می پرسم: مسئولین اروو کیا هستن و نظرتون درباره عملکردشون تا حالا چی چیس؟
فرمودن: خانم دهقان . که عالیس. /اقای بهرامی هم که خب بوده.
 با تعجب عرض کردم:
خانم دهقان؟ ایشون چه مسئولیتی دارن؟
فرمودن : خب مسئول اتوبوس خانم ها هستن.
(خانم دهقان هم نشسته بود ردیف رووبرویی آ نیگاهمون میکرد. اونم چشماش عینی من گرد شد) پرسیدم: حج خانوم. ایشون که تا اونجا که من اطلاع دارم مسئولی اجرایی نیستن.
فرمودن : چرا....... پس .....




موضوع مطلب : راهیان نور, اتوبوس

       نظر
پنج شنبه 89 فروردین 12 :: 2:27 عصر
پاک روان