• وبلاگ : دست خط ...
  • يادداشت : بسم رب الشهدا و الصديقين....(مهموني امام رضا--09)
  • نظرات : 2 خصوصي ، 12 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلاام
    خوبيد؟!
    منتظرتونم...
    روايت عشق 1....
    فعلا از دوکوهه شروع کردم...معمولا اولين جايي که ميبرند دوکوهه است...
    منتظرتونم
    يا علي ع

    سلام بزرگوار

    انديشه هاي زيبايتان را خواندم موفق باشيد

    زيبا نگاشتي بود دلربا.

    دلتان حسين آباد

    + ف.س 
    مي بينم که اينجا امن وامانه هر وقت خبري شده من هستما
    ف.س

    سلام و عرض ادب

    سلام مثه هميشه بسيار زيبا بود.

    عاقبت به خير باشيم انشالله.

    + -- 
    شايد هم کلاسش بالاتر از اينه که اين آشغال‌هايي که هر تازه به دورون رسيده‌اي مي پوشه را بپوشه!
    + هجو 
    تست
    چرا نويسنده از لباس آمريکايي بدش مياد؟
    الف) تاحالا نپوشيده
    ب)اصلا بش نميفروشن که بخره
    ج)سايزش وجود نداره ( يا اينکه نمي ارزه اين حجم بدوزن)
    د) همه موارد

    از دوستان عزيز خواهشمند است پاسخ هاي خود را در اسرع وقت قبل از اينکه جناب مدير پاکش نکرده بگذارند و يک سفر حج به کربلاي مکره برنده شوند که آقا امام رضا از سر اشتباهات ما بگذرد او را

    هوالحي

    سلام و عرض ادب ، خوبيد ان شا الله ؟

    نميدونم قبلا كه اين نوشته رو خوندم درموردش نظر دادم يا نه اما بايد بگم كه انصافا زيبا بود خصوصا اين تيكه اش :

    «...گاهي براي سيلي خوردن جوانک عاشق پيشه از انتهاي قلبشان مي گريند و ديگر مجالي برايشان باقي نمي ماند که به سيلي خوردن زهرا و شکستن پهلويش فکر کنند و...»

    سلام

    نوشته ي زيبا و جالبي بود ان شاء الله خدا ما را با شهيدان محشور بفرمايد وبحق اين شب شرف و غيرت ما را از ما نگيرد

    از اين كه بارهها آمديد وسر زديد ممنونم

    با تشكر

    التماس دعا

    سلام

    ايام شهادت رو تسليت عرض ميكنم

    بسيار قشنگ بود خسته نباشي و التماس دعا
    چرا؟ آخه چرا (دسته کليد شرف بي هوا از جيب بعضي ميان برگهاي خشکيده ي گوشه ي خيابان افتاد )؟؟؟