سفارش تبلیغ
صبا

حمله موشکی ایران...

فرمانده  نیروی هوافضای سپاه گفت: موشک‌ها از ایران شلیک شد و بر فراز عراق عبور کرد و در سوریه فرود آمد و پهپادهایی که از اطراف دمشق به پرواز درآمده بودند اصابت‌ها را برای ما در ایران مخابره می‌کردند

خبر

به گزارش مشرق، سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه در جریان شلیک موشک‌های بالستیک سپاه به مقر داعش در دیرالزور سوریه گفت: اگر تروریست‌ها به شرارت ادامه دهند نتیجه پرهزینه‌ای برایشان رقم خواهد خورد.  

وی تاکید کرد:‌ در اطراف دیرالزور پایگاه‌های فرماندهی، مراکز ساخت و تولید خودروهای انتحاری و مراکز تجمع آنها توسط موشک‌های میانبرد مورد هدف قرار گرفت. دشمنان باید بدانند تهران، لندن و پاریس نیست و این یک کار کوچکی بود که انجام شد و اگر دست از پا خطا کنند ضربات مهلک‌تر بر سر آنها فرود خواهد آمد.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه اظهار داشت: این موشک‌ها از ایران شلیک شد و بر فراز عراق عبور کرد و در سوریه فرود آمد و توسط هواپیماهای بدون سرنشینی که از اطراف دمشق به پرواز درآمده بود بر فراز دیرالزور اصابت‌ها را به صورت همزمان برای ما در ایران مخابره می‌کرد.

حاجی‌زاده همچنین تاکید کرد: تمام موشک‌ها دقیقا به محل مورد نظر اصابت کرد.

وی افزود: شناسایی و احاطه اطلاعاتی این تروریست‌ها به خودی خود یک دنیا مسئله است و شلیک این موشک‌ها از فاصله 700 کیلومتری و نشاندن روی یک ساختمان کوچک، خودش یک پیام است و آنها می‌فهمند عیار ایرانی‌ها کجاست.  

فرمانده نیروی هوافضای سپاه ادامه داد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تبعیت از فرماندهی معظم کل قوا این عزم و اراده محکم برای دفاع از نظام را به صورت کامل دارد و سر سوزنی هم عقب نمی‌نشیند.


علی برکت الله

گفتم بیام اینجا را خودم افتتاحش کنم ،

 یهویی بزرگان میان اینجا رو هم افتتاح می کنن.


وقت کم آوردم. چیکار کنم؟؟؟


حاج احمد آقا خمینی...

خدایش بیامرزد .

 

بچه مدرسه ای که بودم. این عکس یکی از عکسهای ثابت کلاسمان بود. خدا بیامرزد حاج احمد آقا را . امین ترین بود برای امام و رهبر جمهوری اسلامی ایران. و ما امام را بدون حاج احمدآقا تصور نمی کردیم. حاج احمد آقا همیشه در قاب تصویری بود که امام بودند.

خدا بیامرزد این مرد صبور و بزرگ و فهیم را. امروز وقتی دیدم انگار در اقیانوسی از خاطرات سوار شدم.... 


من بودم و کعبه و خدا

سالهاست از آن روزها گذشته... 

ایام فاطمیه بود. برای اولین بار راهی سرزمین وحی شده بودم. روح وجانم سرشار از عشق به خانم و سرورم خانم فاطمه ی زهرا سلام الله بود. همه جا از ایشان یاری می طلبیدم. تنها بودم...

یادش گرامی آن روز... 

ظهر یک روز گرم تابستانی... 

صحنِ با صفای مسجد الحرام خلوت بود. دقایقی بعد از نماز ظهر، من بودم و کعبه و خدا...

 یارب ز گناه خویش، شرمنده منم... اما خدا غفار تویی. شاه تویی. بنده منم. 

چقدر هوایی که قلبم در آن می تپید باصفا بود. چقدر صحنه ای که چشمهایم در آن شناور بود وسیع و شفاف بود. چقدر سرعت داشت موجی که برای رسیدن به دیوار کعبه برآن سوار میشدم. 

و آن اقیانوسی که فاصله ی من بود تا خداوندِ رحمن و رحیم چه آب شیرینی داشت... 

من آن روز ظهر بعداز نماز ظهر وعصر در آن گرما تنها نشسته بودم در میان صحن مسجد الحرام و با تمام قدرت خیره شده بودم به کعبه و با تمام توان آن صحنه تا بیشترین ها را برای تمام عمرم از آن لحظات برای خودم ذخیره کنم...

من بودم و کعبه ای که رو به سوی او نشسته بودم تا تمام حرفهایم را با خدا بزنم... 

من بودم و کعبه... 

ای دوای درد شکسته دلان..،.. مرحم سینه ی شکسته دلان

مرحمی لطف کن که خسته دلم، مرحمت کن که بسی شکسته دلم. خدای من گرچه من سر به سر گنه کردم... نامه ی خویش را سیه کردم.

تو به این نامه ی سیاه نبین، کرم خویش بین گناه مبین

باوجود گناهکاری ها... از تو دارم امیدواریها.

و امروز.... همه رفتند و گدا، گدا مانده هنوز 

       ...... الهی العفو 


اربعین

یابن الحسن اذن دخول می دهی؟...

Related image
Image result for ?کربلا+پناهیان +اربعین+پیاده روی?‎

اربعین پیاده برویم تا کربلا

خوب ببینیم و خوب بشنویم...

Image result for ?کربلا+پناهیان +اربعین+پیاده روی?‎

اربعین حسینی

پیاده تا بهشت رفتند...

Image result

صحبت از تَغزُل نیست

گفتم به شهید، ما سرآپا دردیم،          با دشمنِ دیرینه توافق کردیم.

لبخند زد و گفت اگر ما رفتیم.             در موقع فتنه باز بر میگردیم.

جناس این غزل از جِنس گل و بلبل نیست          حماسه است غزل، صحبت از تَغَزُل نیست

هجوم سنگ دلان در حریم آینه ها                   برای جان به کفان قابل تحمل نیست

بنازم آن سرِ سرمست را که بر آن سر               بغیرِ سرخیِ تاجِ غرور ، کاکل نیست


... ولی الله

شب جمعه بین الحرمین را اگه تجربه کرده باشی، از اون به بعد روحت فقط بین الحرمین آرامش می گیره .

فقط...

 این روزهای کربلا

فقط میشینم یه گوشه(روو به قبله)، همینجور که خیره شدم به گنبد آقا اباعبدالله ، با خود خدا زمزمه میکنم:

خدایا نیت درستی به من بده، تا من در آن نیت شک نکنم.

خدایا یک عمری به من بده، تا تمام عمرم صرف طاعت تو بشه.

خدایا هروقت دیدی عمرِ من چراگاه شیطان شده من آن عمر را نمی خواهم. بگیر قبل از آنکه غضب تو نصیب من بشه. بگیر این عمر را.

خدایا التماس میکنم برای من خصلتِ نکوهیده ای نگه مدار، مگر آنکه خودت اصلاحش کنی.

خدایا نکنه من یک کرامتی داشته باشم و ناقص باشه ، اومدم تو کاملش کنی.

خدایا حسادت حسودان را به دوستی، و بدگمانیِ مردم را نسبت به من تبدیل به اطمینان، و دشمنیِ دیگران را تبدیل به دوستی، و مخالفتِ نزدیکانم را تبدیل به یاری به من، و دوستیهای ظاهری را تبدیل به دوستیِ باطنی کن.

خدایا آنهایی که از من فاصله میگیرند و حاضر نیستند به من نزدیک شوند و ... به من نزدیک و خوش بین کن.

خدایا نکنه من با این دستم به کسی ظلم کنم.

خدایا نکنه با این زبانم به کسی آسیب برسانم.

خدایا نسبت به کسانی که به من مکر می کنند، خودت برای من راه فرار قرار بده.

خدایا یه نیروویی بده ، تا از دستِ آنها که مرا در تنگنا قرار میدهند فرار کنم.

خدایا اگر خِصلتِ عیب جویی و بدگویی در من هست از تو میخواهم ، آن برطرف کنی.

خدایا موفقم کن تا پیروِ کسانی باشم که اولیاء تو را یاری میکند و مرا در این راه راهنمایی میکنندو باعث رشدِ من در این مسیر میشود.


   1   2   3      >



======== =