سفارش تبلیغ
صبا

نعلهای تازه ی اسبها--- 3

ماجرای عصر عاشورای امسال راه را بر همه توجیحات حامیان اغتشاش آفرینان بست . گروه اندکی که تا کنون به بهانه اعتراض به عملکردهای برخی دولتمردان و سران نظام جمهوری اسلامی ، هر از گاهی به طرح شعارهای ساختار شکنانه می پرداختند این بار با بی خردی تمام و با نشانه گرفتن  مقدسات همه مردم ایران ، تیر خلاصی را به سوی خود و همه هواداران و توجیح گرانشان شلیک کردند . 
 

موندم اینا چیطور تونستن آ جرات پیدا کردن بیان وسط آ ........
چه غلطا. حالا دیگه کارشون به جایی رسیدس که میخوان تاریخا برا ما تکرار کنند؟؟؟؟ غلط فرمودن. خودشون آ هفتاد جد آ آبادشون با هم........
جوابی اساسیا که باید از خودی خودی خدا دریافت بفرمایند تا بلکی یه جوابی باشد که در شانشون محسوب بشد. البته ما برای این منظور این شبها دستامون روو به آسمونس تا بلکی خداوند نهایتی لطفشا بششون مبذول فرماید.الهی  به حقی قطره قطره خونی گلوی طفل 6 ماه ی حسین -سید الشهدا(ع) قطره قطره خون عزیزانشون رو اونطور که شایستش هستن به زمین بریز. خدایا . الهی  به حقی سرِ بریده شده ای ثالار شهیدان سر تک تک سرکردگانشون رو با خاری آ خفت از تن جدا کن.الهی به حق قطره قطره خون شهیدان اسلام از صدر اسلام تا امروز تک تک این اوباش رو با خاری و خفت به درک واصل بگردان ................الهی .............


نعلهای تازه ی اسبها--- 2

 

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین......
وقتی چشمم به نعلهای تازه ی اسبهای رنگینِ این روزها می افته .................کاسه ی صبرم لبریز میشه..........


نعلهای تازه ی اسبها--- 1

پیش آب روان تشنه جان دادی.
رسم و راه جانبازی نشان دادی.
خونت می جوشد همواره مولا
ناله به ناله روید به دلها

  حسین حسین جان

آقا جان یه قرص ژلوفن خورددم تا بلکی خوابم ببرد آ نشد. نشد . دیدم نمیتونم بخوابم آ امشبا بدونی یادی آب آ هوا کربلا بگذرونم. نه ......اصلاً نیمی شد.

آقا جون چیکار کنم ؟ زبون باز کنم؟ آخه چیطوری؟ چیطوری آه بکشم  که آتیشی این آه نسوزوند این وبلاگاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟ چیطوری؟
آقاجون مولا جان. یا حسین!!!!!!!! آقا جان چیکار باید کرد وقتی اطرافم پر شدس از گوشهایی که منتظری گوشواره س؟ چیکار کنم که اطرافم پر شدس از مردمی که وعده ی سوغاتشون از کربلا ....زر است؟؟؟؟؟
آقاجون امروز داشتم از خیابون میگذشتم ، چشمام مات موند به روسری سبزایی که منتظر بودن تا سرکردشون برسد آ به بهونه ی راه افتادنی دسته ی عزاداری .......

آقاجون اینجا روزی عیدی غدیر ، وقتی به سیدا میگی عیدت مبارک. امروز روزی عیدی ساداتس.....جواب میگیری: من اصلاً به این چیزا اعتقاد ندارم. عیدی شومام مبارک ولی این چیزا برای شوما مهمس.......
آقا جون......مشکی به تن نموده و احرام بسته ام
قربانیم نما . اگر این حج آخر است
آقاجون........از دستمال گریه ی خود ریشه ای بده
تا کربلا روم که پر از یاسِ پر پر است
آقاجون اینجا ابوموسی اشعری ها زیاد شدند .آ آدم نیمیدوند باید چه ریختی میشد پَسی این زبونا چرب آ نرمشون ور اومد.
آقاجون اینجا جانبازا مدیرعامل میشند آ خیلی چیزا را با افتخار زیری پاشون له میکنن. اینجا ، این روزا ، خیلیا نعلهای اسباشونا تازه کردند آ آماده ی تاختن... اینجا رئیس رئسای شرکتها آ موسساتی که جایگاههای حساسیم زیری دست آ پنجه شونس با افتخار آ مقتدرانه میگن ما اینجا فقط سرمون به کارمونس . حالا کارفرما چه اسرائیلیا باشند چه عربا. چه اروپا باشد چه آفریقا.اما تابلوی اعلامیه های هیمینا که سرشون به کاری خودشونس حتی یکی از این خبرای مزخرف آ چرت آ پرتا جا نیمیندازد......... 
آقاجون اینجا قربون صدقه ی آیت الله منتظری که عینی گوله نور بودس وقتی داشدس نشانی نیمی دونم چی چیه نوبلا میگرفدس ، می رند آ وقتی ناهارشون از گوشیاشون موسیقی پخش میکنند .آ بِشِمون تذکر میدن که به موسیقیش توجه کنین که خیلی قشنگس، آ کاری به محتوای سیاسیش نداشته باشین. بعد وقتی شروع میشه توجه کمپلت ادما را جلب میکنن به محتوای شعری که به نظرشون خیلی جالب آ ...........همون شعری که میخواد مزخرفاتی یکسری اراذل آ اوباش آ خس آ خاشاکای کفی خیابونا را بلغور کنه...........
آقاجون اینجا دخترا با صد من آرایش آ یه دست لباسی رنگاوارنگ ،یه چادوری نازکی مشکی میندازند رو دوششون آ ..... آقاجون اینجا ....





======== =