سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

کم کم ورشکسته می شم

نشسته بود لبی مادی،

پام توو آب بود آآآ داشتم خودم رو ارزیابی عملکرد میکردم.

خدا وکیلی عمر مفیدم چندان هم ارزشی نداشته!!!!.... 

جوان مجرد و بیکار و بی سرمایه ای که. ...


الا به ذکر الحسین

از کرانه تا کرانه         طوفان کل زمانه

از کرانه تا کرانه           طوفانِ کُلِ زمانه

           عالَم در خروشِ، اما     این کشتی امن و امانِ

ای که انبیا هم     توو هر تلاطم

           میان توو کشتیت       شبیهِ مردم

ساحل دریایِ غم          میره سمتِ غروب

            الا به ذکر الحسین           تطمئن الغلوب


یا دلیل المتحیرین

این روزها وقتی همراه رادیو معارف مناجات حضرت امیرالمومنین را در مسجد کوفه می خوانم، سعی میکنم چشمهایم بسته باشد و لحظه لحظه ی آن روزِ بارانی در مسجد کوفه را تجربه کنم.

آن روزی که راه افتادیم سمتِ مسجد کوفه، در طولِ مسیر فقط به اصحاب مولا فکر میکردم و اینکه وجدانن شبیه کدامشان باشم(خصلتهای کدامشان را داشته باشم) بهتر میتوانم حل المسائل زندگیِ خودم باشم؟ مالک؟ ابوذر؟مختار؟... زبانی صریح، صادق و مقتدر؟ یا مدیریتی تند و راهبری با نفوذ؟ تدبیر، تجزیه و تحلیل و بصیرتی عظیم؟...

از کدومشون اجازه ی شاگردی بخواهم و از مولا امیرالمونین کدام؟

به مسجد که رسیدیم، وارد مسجد که شدیم نم نم باران بود، نمازها و زیارات مخصوص را که به جا آوردیم کم کم دانه های باران درشت تر میشد و اگر به میان صحن می آمدی صورتت خیس میشد. راه افتادم سمت حوض میان مسجد. دانه ها درشت تر و بارش باران شدت گرفته بود، نمی خواستم لحظه ها راا از دست بدهم ... در دلم فقط دعا کردم آشنایی مرا ندیده باشد.

مستِ لذتِ قدم زدن در صحن و سرا شده بودم. روو به سوی آسمان (تا بیشترین دانه های باران را گرفته باشم) و با تمام وجود(در دلم) فریاد میزدم "مولایَ یا مولای، انت دلیل و انا المتحیر، هل یرحم متحیرُ الا الدلی؟". یا دلیل المتحیرین..........

ایستادم. زیر باران، جمعی از خانمها و آقایان همان وسط زیر باران به نماز ایستاده بودند. ایستادم و دو رکعت نماز عاشقانه خواندم. 

بعد از نماز دلم نمی آمدم، هیچ ذکر و مناجاتی دلنشین تر از مناجات حضرت امیرالمومنین نبود. مولای یا مولای...... (جاتون خالی)

 "مولایَ یا مولای، انت دلیل و انا المتحیر، هل یرحم متحیرُ الا الدلی؟".

 


یا ارحم الراحمین

هر چه در حاشیه بود گذاشته بودم و راهی شده بودم. 

پرواز تاخیر خورده بود و ما همه در نمازخانه ی فرودگاه به استراحت بودیم. کنار خانم سرهنگ نشسته بودم، آبجی کوچیکه هم یه کناری نشسته بود و داشت اریضه می نوشت تا به کربلا که رسیدیم بِسپاره به نهر علقمه. زن داداشِ مهربان هم مشغول نی نی داری شده بود(پوشک بچه رو عوض کنه تا حداقل سه-چهار ساعتی راحت باشه). 

خانم سرهنگ داشت آروم آروم از لابلای حرفها آمارِ سفرهامون رو میگرفت، خوب که از سفرهامون گفتیم و گفت، پیشنهاد داد که بعد از سفر کربلا باهمدیگه راهی ترکیه بشیم. عرض کردم آخ جون، چشم. عاشقتم خانم سرهنگ.

مشغول گفتگو و خنده بودیم که یکی از خانمها با تندی اومد گفت، بَسه دیگه، بقیه اومدن استراحت کنن، چقدر آزار دارین!... با تعجب نگاهش کردیم و آرومتر ادامه دادیم.

خانم سرهنگ با دوتا از دوستاشون اومده بودن. ما همدیگه رو از مسجد محله میشناختیم. هفته ای یک الی دوبار همدیگه رو میدیدیم، ستون فقراتش مشکل داشت و زانوهاشم عمل کرده بود، برای همین با عصا راه میرفت. خوش اخلاق بود و خوش برخورد. روابط عمومی عالی و اعتماد به نفس بیست. سعی میکردم، شاگردیش رو بکنم. مانتویی، قدبلند و چهره ای نورانی. با اینکه عصا به دست داشت ولی صاف و بدونِ هیچ خمیدگی استوار قدم برمیداشت (ماشاالله). 

بالاخره خبرآمد که هواپیما آماده ی پرواز میشه بیایین. اذان مغرب و عشا رو گفته بودن که چرخهای هواپیما روی باند فرودگاه نجف نشست. هفته ی آخر رجب بود و ما از امشب میتونستیم نجف، مسجد کوفه، مسجد سهله ... باشیم. شکر خداوندِ رحمان و رحیم را. شکر

فَجعل لَنا مِن اَمرِنا فَرَجاً و مَخرجاً بِرَحمتِکَ یا ارحَم الراحمین.


یا محالِ معرفت الله

هنوز صدای موذنِ مسجد کوفه در گوشهایم هست.. .

خدایِ من، عطا کردی،خطا کردم.خطا کردم، عطا کردی

خدای من، وفا کردی، جفا کردم. جفا کردم، وفا کردی 

خدای من ، خدای من ، خدای من... 


جانم فدای زینب

السلام علیک یا بنت علی بن ابیطالب .


یاعلی ادرکنی

یا علی...

یاعلی امسال عشق ما فقط شمایید. 

امسال اذن امورِ زندگیم رو از شما میگیرم. امسال ظرفیت اجرای اعمالم رو از شما می گیرم. امسال ...

آخه امثال با شما شروع میکنم و با شما تا انتها خواهم رفت. 

امسال دوبار میلاد شما را به جشن می نشینم.

امسال هرآنچه در توان دارم بکار میگیرم تا، بشود هرآنچه باید. 

امسال با تمام توان سعی دارم در سایه مولا و صاحب الزمانم قدم بر دارم. 

.... و در این راه، امیدم همه به دستهای یاریگر مهدیِ فاطمه(عج) است. 

یا علی ادرکنی.


عکس جدیدس؟

افسر یه نگاه میکنه به عکس و دست میکشه رووش و...

Image result for ?زیارت کربلا?‎

...و یه نگاه میکنه توو صورتم، می پُرسه: خانم عکس مال چند وقت پیشه؟

با یه اعتماد بنفسی میگم: تغریبا یکسال.

با چشمهای گرد شده ای به علامت تعجب میگه: نهههههههه .

میگم: درست نمی دونم شاید یکی دوسال قبل.

با تعجب بیشتری میگه: خانم من هرچی نگاه میکنم این عکس مربوط به سالهای اخیر شما نیست.

هنوز اعتماد بنفسم رو دارم. دیگه مجبور به اعتراف میشم و میگم: خب من درست یادم نیست، فکر کنم مالِ قبل از این شناسنامه ست ، چندتا فایل عکس داشتم، از هر کدوم یکی آوردم. 

باخنده میگه : خانم این شناسنامه ده سال قبل صادر شده، این عکس ماه قبل از اینه یعنی عکسی که به من دادین مربوط بیش از ده سال گذشته ی شماست..... اونوقت شما بعنوان عکس جدید خودتون آوردین؟!

رفیقم اون عقب نشسته و منتظرِ تا کارم تمام بشه و باهم بریم. زده زیرِ خنده و روده بُر شده. 

مجبور میشم همونجا عکس دیجیتالی بگیرم و با همون ریخت و قیافه عکس بزنم روو پاسپورتم. خدایا یه قیافه ی گرمازده و خسته و کلافه. تصورش رو بکن... با خودم میگم به جهنم. قرارِ اگه عمری باقی بود نهایتاً چندتا سفر زیارتی بریم و بیاییم. تازه همونشم معلوم نیست. 

معلوم نیست اذن دخولش رو صاحب خونه داده باشه. 

برکات زیارت کربلا, تربت کربلا

یازهرا ............. 

اللهم الرزقنا زیارت الحسین.

اللهم الرقنا زیارت حج بیتک الحرام و زیارت قبر نبیک و زیارت ائمهه المعصومین، فی عامی هذا و کُلِ عام.

....................................... بگو الهی آمین.


ارزیابی توانمندی

ارزیابی توانمندی فناورانه TRL

ارزیابی توانمندی عمومی CRL

ارزیابی توانمندی تولید MRL

 

داشتم دنبال مقاله میگشتم توو نت. یه دفعه روو شد. باز شد. اومد. اومد. اومد.

 وقتی دیدمش فقط گفتم جیگر ، چقدر تو ماهی . فقط یه کمی بیشتر ..........


نامه ی آقا به سردار سلیمانی


رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه‌ سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره‌ پایان سیطره‌ی شجره‌ی خبیثه‌ داعش تاکید کردند: شما با متلاشی ساختن توده‌ی سرطانی و مهلک داعش نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه‌ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید.

متن کامل پاسخ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نامه سردار سلیمانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

سردار پر افتخار اسلام و مجاهد فی سبیل‌الله آقای سرلشکر حاج قاسم سلیمانی دام توفیقه

خدای بزرگ را با همه‌ی وجود سپاسگزارم که به مجاهدات فداکارانه‌ی شما و خیل عظیم همکارانتان در سطوح مختلف، برکت عطا فرمود و شجره‌ی خبیثه‌ئی را که به دست طواغیت جهان غرس شده بود، به دست شما بندگان صالح در کشور سوریه و عراق ریشه‌کن کرد. این تنها ضربه به گروه ستمگر و روسیاه داعش نبود، ضربه‌ی سخت‌تر به سیاست خباثت‌آلودی بود که ایجاد جنگ داخلی در منطقه و نابودی مقاومت ضدّ صهیونیستی و تضعیف دولتهای مستقل را به وسیله رؤسای شقیّ این گروه گمراه هدف گرفته بود. ضربه بود به دولتهای قبلی و کنونی امریکا و رژیمهای وابسته به آن در این منطقه که این گروه را به وجود آوردند و همه‌گونه پشتیبانی کردند تا سلطه‌ی نحس خود را در منطقه‌ی غرب آسیا بگسترانند و رژیم غاصب صهیونیست را بر آن مسلط سازند. شما با متلاشی ساختن این توده‌ی سرطانی و مهلک نه فقط به کشورهای منطقه و به جهان اسلام بلکه به همه‌ی ملتها و به بشریت خدمتی بزرگ کردید. این نصرتی الهی و مصداق: و ما رمیتَ اذ رمیت و لکن الله رمی بود که به‌خاطر مجاهدت شبانه‌روزی شما و همرزمانتان به شما پاداش داده شد.

اینجانب صمیمانه به شما تبریک میگویم و با این حال تأکید میکنم که از کید دشمن غفلت نشود.

آنهائی که با سرمایه‌گذاری سنگین این توطئه‌ی شوم را تدارک دیده بودند آرام نخواهند نشست سعی خواهند کرد آن را در بخشی دیگر از این منطقه و یا به شکلی دیگر دوباره به جریان افکنند. حفظ انگیزه، حفظ هوشیاری، حفظ وحدت، زدودن هر پسماند خطرناک، کار فرهنگی بصیرت‌افزا و خلاصه، آمادگی‌های همه‌جانبه نباید فراموش شود. شما را و همه‌ی برادران مجاهد از کشورهای عراق و سوریه و دیگران را به خدای بزرگ می‌سپارم و به همه‌ی شما سلام و دعا میکنم.

والسلام علیکم و رحمةالله

30 آبانماه 1396

سید علی خامنه‌ای

 


   1   2   3   4   5   >>   >



======== =