سفارش تبلیغ
صبا

آب و هوا را دریاب

 

این روزها دوباره آب زاینده رود را بسته اند. گرما سرتاپایمان را برنزی کرده. حضرات بزرگان مملکتی سوار بالگردهای خصوصی شده و رفته اند سفر اروپایی. خودشان در کاخها سرِ میزهای مذاکرات اقتصادی نشسته اند و خانواده های محترم قیمتهای بازارهای اروپایی را مهک می زنند.


رفت...

روزهای آخر ماه مبارک رمضان است.

. .    .         رمضان.

==========

محرم در راه است. و کاروان به سوی کربلا 

کاروان مولا ...

Ya Hossein by fudexdesign

 


حمله موشکی ایران...

فرمانده  نیروی هوافضای سپاه گفت: موشک‌ها از ایران شلیک شد و بر فراز عراق عبور کرد و در سوریه فرود آمد و پهپادهایی که از اطراف دمشق به پرواز درآمده بودند اصابت‌ها را برای ما در ایران مخابره می‌کردند

خبر

به گزارش مشرق، سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه در جریان شلیک موشک‌های بالستیک سپاه به مقر داعش در دیرالزور سوریه گفت: اگر تروریست‌ها به شرارت ادامه دهند نتیجه پرهزینه‌ای برایشان رقم خواهد خورد.  

وی تاکید کرد:‌ در اطراف دیرالزور پایگاه‌های فرماندهی، مراکز ساخت و تولید خودروهای انتحاری و مراکز تجمع آنها توسط موشک‌های میانبرد مورد هدف قرار گرفت. دشمنان باید بدانند تهران، لندن و پاریس نیست و این یک کار کوچکی بود که انجام شد و اگر دست از پا خطا کنند ضربات مهلک‌تر بر سر آنها فرود خواهد آمد.

فرمانده نیروی هوافضای سپاه اظهار داشت: این موشک‌ها از ایران شلیک شد و بر فراز عراق عبور کرد و در سوریه فرود آمد و توسط هواپیماهای بدون سرنشینی که از اطراف دمشق به پرواز درآمده بود بر فراز دیرالزور اصابت‌ها را به صورت همزمان برای ما در ایران مخابره می‌کرد.

حاجی‌زاده همچنین تاکید کرد: تمام موشک‌ها دقیقا به محل مورد نظر اصابت کرد.

وی افزود: شناسایی و احاطه اطلاعاتی این تروریست‌ها به خودی خود یک دنیا مسئله است و شلیک این موشک‌ها از فاصله 700 کیلومتری و نشاندن روی یک ساختمان کوچک، خودش یک پیام است و آنها می‌فهمند عیار ایرانی‌ها کجاست.  

فرمانده نیروی هوافضای سپاه ادامه داد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به تبعیت از فرماندهی معظم کل قوا این عزم و اراده محکم برای دفاع از نظام را به صورت کامل دارد و سر سوزنی هم عقب نمی‌نشیند.


من و خدا و دیگر هیچ

ماه رجب   ماه شکوفه کردن درخت دل من و تو هم رسید .........

هییییییی

بیداری ؟

یادت باشه . تو هم من رو صدا بزنی ......

خیلی کوچولوم ....

هرچی فکرش رو میکنم میبینم . خیلی کوچولوتر از این حرفهام که بخواهم در محضر خدا از اونچه بر من میگذره و ازش ناراضیم شکایت کنم . هر چی فکرش رو میکنم میبینم قد این حرفها نیستم .

آخه خدایا . مگه من بنده ی ضعیف و ناتوان تو نیستم ؟ من بنده ی هستم با دلی کوچک . ...دلی کوچک ....... خب آخدا همین دل کوچیکمه که کار دستم میده .

خدایا امشب میخوام یه کمی بی پرده تر باهات حرف بزنم

اجازه هست ؟

خدایا . خیلی گناه کارم . اینو خودم خیلی خوب میدونم . خیلی پر رو هستم . این رو هم خوب میدونم ... ولی

خدایا تو خیلی بخشنده ای . اینو ایمان دارم . تو خیلی مهربانی . این رو هم ایمان دارم ...

خدایا تنهایی بیش از اونچه که بتونم تصورش رو بکنم درد آور شده . زخمش عمیق تر از اونیست که من بتونم تحملش کنم ........ سخت .

اینکه آدم کنار مثلا عزیزترین کسانش باشه ولی هر روز تنهاتر از دیروز  .

تنهایی از اونجهت که نتونم حرف دلم رو بی پرده بزنم . نتونم آنچه ذهنم رو به شدت به خودش مشغول کرده برای کسی بگم .......

خدایا ... سخت شده زندگی . زخمهایی به دلم نشسته که مرحمی براش پیدا نمیکنم . خدایا کاش بیشتر تحویلم میگرفتی . خدایا خودت میدونی من دل کوچیکتر از اونی هستم که بتونم رنج این زخمها رو تحمل کنم . خدایا ...........

خدایا هزاران حرف .......

ماه رجب هم آمد .

ماه رجب ....خدایا چقدر وقتی دیشب تلوزیون تصاویری از مسجد الحرام و خانه خودت نشون میداد حسرت میخوردم . خیلی حسرت طواف دور خانه ی تو رو دارم . چقدر وقتی خبرنگار صدا و سیما از اوضاع بغداد گزارش میداد حسرت زیارت حضرت امام علی (ع) و امام حسین (ع) رو میخوردم ......خدایا تشنه ام ....تشنه ......

خدایا میگن امشب . شب جمعه تو در رحمتت رو به روی خیلیها باز میگذاری ......

خدایا ...

 

ااون روز،  توو محیط کاری، اخرِ جلسه ی جمع بندیِ پروژه ی نظام حقوق و دستمزد پرسنل، شاید تلخ ترین لحظه ی عمرم رو تووی این سالها تجربه کردم.

مدیرعامل شرکت در جواب تذکری که به خالی بودنِ حساب شرکت،  میدادم یه جمله گفت . که در کمتر از لحظه ای دنیا روو سرم خراب شد.

بازهم داشت در جوابم حرف می زد ولی دیگه من چیزی نمی شنیدم. مخم قفل کرده بود.

اول کلامش یه جمله بود:"نه،  مهم نیست، اون عددها رو که درست می کنیم". دیگه چیزی نمی شنیدم، نگاهش کردم، هنوز فَکِش تکون می خورد،داشت حرف می زد ولی من نمی شنیدم. صداها برام گنگ بود. مُخم قفل کرده بود. درست ترین کاری که در اون لحظه به ذهنم رسید این بود که تا توان دارم خونسرد عمل کنم. و از شرکت بزنم بیرون، آخه تاحالا اینجوریشو دیگه تجربه نکرده بودم.

مخم تعطیل شده بود.

کامل...

 زدم بیرون، بلند بلند داد میزدم و فقط با خدا حرف میزدم.

 انگار تصورم این بود که خدا اون بالا بالاهاست و من هرچه بیشتر داد بزنم خدا بیشتر میشنوه. 

داد میزدم.... 

خدایا، خدایا چرا پس اینجوری شد؟ من کجا گیر افتادم،  خدایا من که اینجوری سر دسته ی دزدها میشم،  خدایا من...  من که دارم سند و مدرک دزدی رو تنظیم میکنم،... داد میزدم و راه می رفتم. 

داد می زدم و از خود خدا کمک می خواستم. با حضرت ابالفضل مشکل پیدا کرده بودم،  یا ابالفضل با شما بخاطر دزد سرگردنه شدن اینهمه عهد و پیمان بسته بودم. یا الله...  

با تمام توان فریاد می زدم و توو محیط شهرک علمی_تحقیقاتی لابلای ساختمان شرکتها راه می رفتم،  کسی نبود انگار...

اما یک دفعه یه ماشین ترمز کرد و راننده پیاده شد، بلند صدا زد: خانم پاک روان. 

برگشتم نگاهش کردم، یکی از مدیرها بود، پرسید: مگه جلسه تشریف نمی آورید؟

مؤدبانه ترین جمله ای که تونستم بگم این بود: با این دزدها؟  نخیر. 

چشمهاش گِرد شده بود، جاخورده بود. اول سنگ کوب شد،  بعد بدونِ هیچ جوابی،  نشست پشت فرمان و رفت سمتِ ساختمان شرکت. 

منم راهم رو گرفتم و رفتم، هنوز با خدا خیلی حرف داشتم.

خدایا ظرفیت. ظرفیتم رو زیاد کن.  یا الله به عظمتت قسم تحملش برام سخته، اصلاً محالِ. محال...

خدایا، شنیدم رحمان و رحیمی، دستم رو بگیر.نمی تونم. دزدی رو اونهم اینجوری،  نمی تونم. به فاطمه زهرا نمی تونم...  

چشمهام بی اختیار سیلاب اشک شده بود و داد میزدم.  من که قصد و نیتم کارآموزی بود و رشد جهت سربازی امام زمانم بود، من با دزدی به کجا دارم می روم چنین شتابان؟؟؟!!!... 

لحظات سنگینی بود،  به خودش قسم سخت بود. سخت بود. به خدا سخت بود.

قورت دادن اون لحظه های تلخ و سنگین کمی طول کشید، طول کشید تا بتوانم ظاهرم رو به حدی برسونم تا بتوانم وارد محیط خونه بشم.

خب بعد می رفتم پای سجاده، مسجد محله...

الآن بعد از چند سالی اومدم بگم، اون لحظات سخت و سنگین گذشت. ولی اون لحظات فقط من بودم و خدا. ولی از همون سال تجربه کردم لذتِ مناجات خمسه عشر، مناجات تایبین، تخلیه میشه آدم. 

بسم الله.... 


علی برکت الله

گفتم بیام اینجا را خودم افتتاحش کنم ،

 یهویی بزرگان میان اینجا رو هم افتتاح می کنن.


وقت کم آوردم. چیکار کنم؟؟؟


حاج احمد آقا خمینی...

خدایش بیامرزد .

 

بچه مدرسه ای که بودم. این عکس یکی از عکسهای ثابت کلاسمان بود. خدا بیامرزد حاج احمد آقا را . امین ترین بود برای امام و رهبر جمهوری اسلامی ایران. و ما امام را بدون حاج احمدآقا تصور نمی کردیم. حاج احمد آقا همیشه در قاب تصویری بود که امام بودند.

خدا بیامرزد این مرد صبور و بزرگ و فهیم را. امروز وقتی دیدم انگار در اقیانوسی از خاطرات سوار شدم.... 


پوست (طب اسلامی__04)

چگونه پوست را در برابر امراض حفظ کنیم؟

چگونه در برابر نور مستقیم خورشید حفظ کنیم؟(بخصوص در کشور ما)

امیرالمومنین فرموده اند : رو به خورشید قرار نگیرید، چراکه دهان بوی بد می گیرد و رنگ لباس را می پراند و لباس را کهنه میکند و دردهای درونِ بدنتان را آشکار میکند.(این یعنی بیماریهایی را که زمینه اش در شما هست آشکارا می شود.) و زمینه ی بیماری مُحیا می شود.

حالا اگر مجبور شدیم و در برابر نور مستقیم خورشید قرار گرفتیم چه کنیم؟

فرمودند : پشت به نور خورشید بنشینید.
امیرالمومنین مَردی را دیدند که زیر نور خورشید نشسته بودو زیر سایه نبود.( توجه کنید امروزه هم اَطبا میگویند کلاه به سر بگذارید و عینک آفتابی استفاده کنید). فرمودند از آفتاب بلند شو که دهانت را بد بو میکند و سست کننده ی میل جنسی در توست.

فرمودند در تابستان که هوا خیلی گرم است گردو مصرف نکنید و در عوض در زمستان گردو مصرف کنید. باعث می شود حرارت بدنتان افزایش و زخمها عمیق شود. اما در زمستان کلیه ها را گرم میکند و سرما را از ما دور میکند. دخترخانمها در روزهای اولیه عادت ماهانه بواسیر دچار میشوند(بعضی خاک میخورند) تنشان خارش میگیرد ...

امام رضا فرمودند : درمان  کک مک مصرف زیاد و مداوم تخم مرغ است.


ندبه

 

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُکَ فِی أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ مَا عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ الْمُقِیمِ الَّذِی لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَکَ ذَلِکَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِیَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِیَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرِیعَةَ [الذَّرَائِعَ ] إِلَیْکَ

ستایش خاص خدا، پروردگار جهانیان است، و درود و سلام خدا، سلامى کامل، بر سرور ما محمد، پیامبرش و اهل بیت او، خدایا تو را ستایش، بر آنچه به آن جارى شد قضاى تو درباره اولیایت، آنان که تنها براى خود دینت برگزیدى، آنگاه که براى ایشان اختیار کردى، فراوانى نعمت پابرجایى که نزد توست، نعمتى که تباهى و نابودى ندارد، پس از آنکه بی میل بودن نسبت به رتبه هاى این دنیاى فرومایه، و زیب و زیورش را با آنان شرط نمودى، آنان هم آن شرط را از تو پذیرفتند، و تو هم وفا نمودن به آن را از جانب آنان دانستى، پس قبولشان کردى، و مقرّب درگاهشان نمودى، و براى آنان یاد والا، و ثناى روشن پیش آوردى، و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادى، و به وحیت اکرامشان فرمودى، و به دانشت به آنان عطا کردى، و ایشان را دست آویز به سویت

وَ الْوَسِیلَةَ إِلَى رِضْوَانِکَ فَبَعْضٌ أَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ إِلَى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْهَا وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِی فُلْکِکَ وَ نَجَّیْتَهُ وَ [مَعَ ] مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلِیلا وَ سَأَلَکَ لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذَلِکَ عَلِیّا وَ بَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکْلِیما وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ رِدْءا وَ وَزِیرا وَ بَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ أَبٍ وَ آتَیْتَهُ الْبَیِّنَاتِ وَ أَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ کُلٌّ [وَ کُلا] شَرَعْتَ لَهُ شَرِیعَةً

و وسیله به جانب خشنودى ات قرار دادى، پس بعضى را در بهشت جاى دادى، و بعضى را براى خود دوست صمیمى گرفتى، و از تو درخواست نام نیک، در میان آیندگان کرد، و تو درخواست او را اجابت نمودى، و نامش را بلند آوازه کردى، و با بعضى از میان درخت سخن گفتى، سخن گفتنى خاص، و براى او برادرش را یاور و وزیر قرار دادى، و بعضى را بدون پدر به وجود آوردى، و دلایل آشکار به او عنایت فرمودى و به روح القدس او را تأیید نمودى، و براى همه آنان شریعت مقرّر کردى،

وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهَاجا وَ تَخَیَّرْتَ لَهُ أَوْصِیَاءَ [أَوْصِیَاءَهُ ] مُسْتَحْفِظا بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ [مُسْتَحْفَظا بَعْدَ مُسْتَحْفَظٍ] مِنْ مُدَّةٍ إِلَى مُدَّةٍ إِقَامَةً لِدِینِکَ وَ حُجَّةً عَلَى عِبَادِکَ وَ لِئَلا یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ یَغْلِبَ الْبَاطِلُ عَلَى أَهْلِهِ وَ لا [لِئَلا] یَقُولَ أَحَدٌ لَوْ لَا أَرْسَلْتَ إِلَیْنَا رَسُولاً مُنْذِرا وَ أَقَمْتَ لَنَا عَلَما هَادِیا فَنَتَّبِعَ آیَاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزَى إِلَى أَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ إِلَى حَبِیبِکَ وَ نَجِیبِکَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ،

و راه را روشن و واضح ساختى، و جانشینانى اختیار کردى، نگهبانى پس از نگهبان، از زمانى تا زمانی دیگر، براى برپا داشتن دینت، و حجّتى بر بندگانت، براى اینکه حق از جایگاهش برداشته نشود، و باطل بر اهل حق پیروز نگردد، و احدى نگوید چه مى شد اگر براى ما پیامبرى بیم دهنده می فرستادى، و پرچم هدایت براى ما برپا مى نمودی تا بر این اساس از آیاتت پیروى مى کردیم، پیش از آنکه خوار و رسوا شویم، تا اینکه مقام رسالت و هدایت را به حبیب و برگزیده ات محمد (درود خدا بر او خاندانش) را رساندى،

فَکَانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَ صَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ وَ أَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ وَ أَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلَى أَنْبِیَائِکَ وَ بَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبَادِکَ وَ أَوْطَأْتَهُ مَشَارِقَکَ وَ مَغَارِبَکَ وَ سَخَّرْتَ لَهُ الْبُرَاقَ وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ [بِهِ ] إِلَى سَمَائِکَ وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِکَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ الْمُسَوِّمِینَ مِنْ مَلائِکَتِکَ وَ وَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِینَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ وَ ذَلِکَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ وَ جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ ،

پس بود همانگونه که او را برگزیدى، سرور مخلوقاتت، و برگزیده برگزیدگانت، و برترین انتخاب شدگانت، و گرامی ترین معتمدانت، او را بر پیامبرانت مقدم نمودى، و بر جنّ و انس از بندگانت برانگیختی و مشرقها و مغربهایت را زیر پایش گذاردى، و براق را برایش مسخّر ساختى، و آن شخصیت بزرگ را به آسمانت بالا بردى، و دانش آنچه بوده، و خواهد بود تا سپرى شدن آفرینشت به او سپردى، سپس او را با فرو انداختن هراس در دل دشمن یارى دادى، و به جبرائیل و میکائیل و نشان داران از فرشتگانت قرار گرفتى، و به او وعده دادى که دینش را بر همه دینها پیروز گردانی گرچه مشرکان را خوش نیاید، و این کار پس از آن بود که در جایگاه راستى از اهلش جایش دادى، و قرار دادى براى او و ایشان نخستین خانه اى که براى مردم بنا شد،

لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکا وَ هُدًى لِلْعَالَمِینَ فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنا وَ قُلْتَ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِی کِتَابِکَ فَقُلْتَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَ قُلْتَ مَا سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ وَ قُلْتَ مَا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّا مَنْ شَاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلا فَکَانُوا هُمُ السَّبِیلَ إِلَیْکَ ،

که در مکه است، خانه بابرکت، و مایه راهنمایى براى جهانیان، در آن خانه نشانه هاى آشکارى است، مقام ابراهیم، و هرکه وارد آن شد، در امان بود، در حق آنان فرمودى: جز این نیست که خدا اراده فرموده، پلیدى را از شما خانواده ببرد، و شما را پاک گرداند، پاک کردنى شایسته، سپس پاداش محمد را در قرآنت موّدت اهل بیت او قرار دادى، و فرمودی بگو من از شما براى رسالت پاداشى جز مودّت نزدیکانم نمى خواهم، و فرمودى: آنچه به عنوان پاداش از شما خواستم، آن هم به سود شماست، و فرمودى: من از شما براى رسالت پاداشى نمى خواهم، جز کسى که بخواهد، راهى به جانب پروردگارش بگیرد، پس آنان راه به سوى تو بودند،

وَ الْمَسْلَکَ إِلَى رِضْوَانِکَ فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُهُ أَقَامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا هَادِیا إِذْ کَانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ فَقَالَ وَ الْمَلَأُ أَمَامَهُ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ قَالَ مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ أَمِیرُهُ وَ قَالَ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هَارُونَ مِنْ مُوسَى فَقَالَ لَهُ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدِی وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلا بَابَهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ فَقَالَ:

و راه به حریم خشنودی ات، انگاه که روزگار آن حضرت سپرى شد، نماینده اش على بن ابیطالب (درود تو بر آن دو و خاندانشان باد) را، براى راهنمایى برگماشت، چرا که او بیم دهنده، و براى هر قومى راهنما بود، پس درحالی که انبوهى از مردم در برابرش بودند فرمود: هرکه من سرپرست او بودم، پس على سرپرست اوست، خدایا دوست بدار کسیکه على را دوست دارد، و دشمن بدار کسى را که دشمن على است، و یارى کن هرکه او را یارى کند، و خوار کن هرکه او را وا گذارد، و فرمود: هر که من پیامبرش بودم، پس على فرمانرواى اوست، و فرمود: من و على از یک درخت هستیم، و سایر مردم از درخت هاى گوناگونند، و جایگاه او را نسبت به خود همچون جایگاه هارون به موسى قرار داد، و به او فرمود: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسایى، جز اینکه پس از من پیامبر نیست، و دخترش سرور بانوان جهانیان را به همسرى او در آورد، و از مسجدش براى او حلال کرد، آنچه را براى خودش حلال بود، و همه درهایى را که به مسجد باز مى شد بست مگر در خانه او را، آنگاه علم و حکمتش را به او سپرد، و فرمود:

أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِینَةَ وَ الْحِکْمَةَ فَلْیَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتَ أَخِی وَ وَصِیِّی وَ وَارِثِی لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَ دَمُکَ مِنْ دَمِی وَ سِلْمُکَ سِلْمِی وَ حَرْبُکَ حَرْبِی وَ الْإِیمَانُ مُخَالِطٌ لَحْمَکَ وَ دَمَکَ کَمَا خَالَطَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ أَنْتَ غَدا عَلَى الْحَوْضِ خَلِیفَتِی وَ أَنْتَ تَقْضِی دَیْنِی وَ تُنْجِزُ عِدَاتِی وَ شِیعَتُکَ عَلَى مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ جِیرَانِی وَ لَوْ لا أَنْتَ یَا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدِی وَ کَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلالِ وَ نُورا مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینَ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ،

من شهر علمم و على در آن شهر است، پس هر که اراده شهر علم و حکمت کند، باید از در آن وارد شود، سپس گفت: تو برادر و جانشین و وارث منى، گوشتت از گوشت من، و خونت از خون من، و آشتى با تو، آشتى با من، و جنگ با تو، جنگ با من است، و ایمان با گوشت و خونت آمیخته شده، چنان که با گوشت و خون من درآمیخته{#816#}و تو فرداى قیامت کنار حوض کوثر جانشین منى، و تو قرضم را مى پردازى، و به وعده هاى من وفا می کنى، و شیعیان تو بر منبرهایی از نورند، درحالیکه رویشان سپید، و در بهشت پیرامون من، و همسایگان منند، و اگر تو اى على نبودى، اهل ایمان پس از من شناخته نمى شدند، و آن حضرت پس از پیامبر، مایه هدایت از گمراهى، و نور از نابینایى و ریسمان استوار خدا و راه راست او بود،

لا یُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِی رَحِمٍ وَ لا بِسَابِقَةٍ فِی دِینٍ وَ لا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا وَ یُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِیلِ وَ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنَادِیدَ الْعَرَبِ وَ قَتَلَ أَبْطَالَهُمْ وَ نَاوَشَ [نَاهَشَ ] ذُؤْبَانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقَادا بَدْرِیَّةً وَ خَیْبَرِیَّةً وَ حُنَیْنِیَّةً وَ غَیْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ [فَأَصَنَّتْ ] [فَأَصَنَ ] عَلَى عَدَاوَتِهِ وَ أَکَبَّتْ عَلَى مُنَابَذَتِهِ حَتَّى قَتَلَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ وَ لَمَّا قَضَى نَحْبَهُ وَ قَتَلَهُ أَشْقَى [الْأَشْقِیَاءِ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ ] الْآخِرِینَ یَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فِی الْهَادِینَ بَعْدَ الْهَادِینَ وَ الْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلَى قَطِیعَةِ رَحِمِهِ وَ إِقْصَاءِ وَلَدِهِ إِلا الْقَلِیلَ مِمَّنْ وَفَى لِرِعَایَةِ الْحَقِّ فِیهِمْ ،

با نزدیک هایش در خویشاوندى به رسول خدا، کسى بر او پیشى نگرفت، و همچنین با سابقه اش در دین، کسى بر او مقدم نبود، و در فضیلتى از فضائل هیچکس به او نرسید، کار پیامبر (درود خدا بر او خاندانش) را پى گرفت، و براساس تأویل قران جنگ مى کرد، و درباره خدا سرزنش هیچ سرزنش کننده اى را به خود نمى گرفت، خون شجاعان عرب را، در راه خدا به زمین ریخت، و دلاورانشان را از دم تیغ گذراند و با گرگانشان در افتاد، پس به دلهایشان کینه سپرد، کینه جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آنها را، پس دشمنى او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند، تا پیمان شکنان و جفا پیشگان و خارج شدگان از دایره دین را کشت، و هنگامیکه درگذشت و او را بدبخت ترین پسینیان، که از بدبخت ترین پیشینیان کرد، به قتل رساند، دستور رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) در باره هدایت کنندگان، از پس هدایت کنندگان] امامان بعد از پیامبر [اطاعت نشد، و امّت بر دشمنى نسبت به آن حضرت پافشارى کردند، و براى قطع رحم او، و تبعید فرزندانش گرد آمدند، مگر اندکى از کسانیکه براى رعایت حق درباره ایشان به پیمان پیامبر وفا کردند

فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَ سُبِیَ مَنْ سُبِیَ وَ أُقْصِیَ مَنْ أُقْصِیَ وَ جَرَى الْقَضَاءُ لَهُمْ بِمَا یُرْجَى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ إِذْ کَانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَ الْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ وَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنْ کَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولا وَ لَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ فَعَلَى الْأَطَائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا فَلْیَبْکِ الْبَاکُونَ وَ إِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ [فَلْتَدُرَّ] الدُّمُوعُ وَ لْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ وَ یَضِجُّ [یَضِجَ ] الضَّاجُّونَ وَ یَعِجُّ [یَعِجَ ] الْعَاجُّونَ أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ أَیْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَیْنِ صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ وَ صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ السَّبِیلِ ،

پس کشته شد آنکه کشته شد، و اسیر گشت آنکه اسیر گشت، و تبعید شد آنکه تبعید شد، و قضا بر آنان جارى شد به آنچه که بر آن امید پاداش نیک مى رود، زیرا زمین از خداست، آن را به هرکه از بندگانش بخواهد به ارث مى دهد، و سرانجام از آن پرهیزگاران است و منزّه است پروردگار ما که به یقین وعده پرورگارمان انجام شدنى است، و خدا هرگز از وعده خویش تخلّف نمى کند و او نیرومند حکیم است، پس بر پاکیزگان از اهل بیت محمّد و على (درود خدا بر ایشان و خاندانشان) ، باید گریه کنندکان بگریند، و زارى کنندگان بر ایشان زارى کنند، و براى مانند آنان باید اشک ها روان شود، و فریادکنندگان فریاد زنند، و شیون کنندگان شیون کنند، و خروشندگان بخروشند، حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجایند؟ شایسته اى پس از شایسته دیگر راستگویى پس از راستگویى دیگر، راه از پس راه کجاست؟

أَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَیْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِیرَةُ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ أَیْنَ أَعْلامُ الدِّینِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتِی لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِیَةِ أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ أَیْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ [الْمُتَّخَذُ] لِإِعَادَةِ الْمِلَّةِ وَ الشَّرِیعَةِ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ أَیْنَ مُحْیِی مَعَالِمِ الدِّینِ وَ أَهْلِهِ أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدِینَ أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ ] ،

کجاست بهترین برگزیده بعد از بهترین برگزید؟ کجایند خورشیدهای تابان، کجایند ماه هاى نورافشان، کجایند ستارگان فروزان، کجایند پرچم هاى دین، و پایه هاى دانش، کجاست آن باقیمانده خدا که از عترت هدایتگر خالى نشود، کجاست آن مهیّا گشته براى ریشه کن کردن ستمکاران، کجاست آن که برای راست نمودن انحراف و کجى به انتظار اویند، کجاست آن امید شده براى از بین بردن ستم و دشمنى، کجاست آن ذخیره براى تجدید فریضه ها و سنّت ها، کجاست آن برگزیده براى بازگرداندن دین و شریعت، کجاست آن آرزو شده براى زنده کردن قرآن و حدود آن، کجاست احیاگر نشانه هاى دین و اهل دین، کجاست درهم شکننده شوکت متجاوزان، کجاست ویران کننده بناهاى شرک و دورویى، کجاست نابودکننده اهل فسق و عصیان و طغیان، کجاست دروکننده شاخه های گمراهى و شکاف اندازى،

أَیْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَیْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْکِذْبِ [الْکَذِبِ ] وَ الافْتِرَاءِ أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِیلِ وَ الْإِلْحَادِ أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ أَیْنَ جَامِعُ الْکَلِمَةِ [الْکَلِمِ ] عَلَى التَّقْوَى أَیْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتَى أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیَاءُ أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَیْنَ صَاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَایَةِ الْهُدَى أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَ الرِّضَا،

کجاست محوکننده آثار انحراف و هواهاى نفسانى، کجاست قطع کننده دام هاى دروغ و بهتان، کجاست نابودکننده سرکشان و سرپیچى کنندگان، کجاست ریشه کن کننده اهل لجاجت و گمراهى، و بیدینى کجاست عزّت بخش دوستان، و خوارکننده دشمنان، کجاست گردآورنده سخن بر پایه تقوا، کجاست در راه خدا که از آن آمده شود، کجاست جلوه خدا، که دوستان به سویش روى آورند، کجاست آن وسیله پیوند بین زمین و آسمان، کجاست صاحب روز پیروزى، و گسترنده پرچم هدایت، کجاست گردآورنده پراکندگی صلاح و رضا،

أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ ] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ أَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلَى مَنِ اعْتَدَى عَلَیْهِ وَ افْتَرَى أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِی یُجَابُ إِذَا دَعَا أَیْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ [الْخَلائِفِ ] ذُو الْبِرِّ وَ التَّقْوَى أَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ الْمُصْطَفَى وَ ابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضَى وَ ابْنُ خَدِیجَةَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَةَ الْکُبْرَى بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَکَ الْوِقَاءُ وَ الْحِمَى یَا ابْنَ السَّادَةِ الْمُقَرَّبِینَ یَا ابْنَ النُّجَبَاءِ الْأَکْرَمِینَ یَا ابْنَ الْهُدَاةِ الْمَهْدِیِّینَ [الْمُهْتَدِینَ ] یَا ابْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبِینَ یَا ابْنَ الْغَطَارِفَةِ الْأَنْجَبِینَ یَا ابْنَ الْأَطَائبِ الْمُطَهَّرِینَ [الْمُسْتَظْهَرِینَ ] یَا ابْنَ الْخَضَارِمَةِ الْمُنْتَجَبِینَ یَا ابْنَ الْقَمَاقِمَةِ الْأَکْرَمِینَ [الْأَکْبَرِینَ ] یَا ابْنَ الْبُدُورِ الْمُنِیرَةِ یَا ابْنَ السُّرُجِ الْمُضِیئَةِ یَا ابْنَ الشُّهُبِ الثَّاقِبَةِ یَا ابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَةِ،

کجاست خواهنده خون پیامبران و فرزندان پیامبران، کجاست خواهنده خون کشته در کربلا، کجاست آن پیروز شده بر هر که به او ستم کرد و بهتان زد، کجاست آن مضطّرى که اجابت شود هنگامى که دعا کند، کجاست سرسلسله مخلوقات، داراى نیکى و تقوا، کجاست فرزند پیامبر برگزیده، و فرزند علی مرتضى، و فرزند خدیجه روشن جبین، و فرزند فاطمه کبرى؟ ، پدر و مادر و جانم فردایت شود، برایت سپر و حصار باشم، اى فرزند سروران مقرّب، اى فرزند نجیبان گرامى، اى فرزند راهنمایان راه یافته، ای فرزند برگزیدگان پاکیزه، اى فرزند بزرگواران نجیب، اى فرزند پاکان پاکیزه، ای فرزند بزرگواران برگزیده، اى فرزند دریاهاى بیکران بخشش گرامیتر، اى فرزند ماههاى نورافشان، اى فرزند چراغ هاى تابان، اى فرزند ستارگان فروزان، اى فرزند اختران درخشان،

یَا ابْنَ السُّبُلِ الْوَاضِحَةِ یَا ابْنَ الْأَعْلامِ اللائِحَةِ یَا ابْنَ الْعُلُومِ الْکَامِلَةِ یَا ابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ یَا ابْنَ الْمَعَالِمِ الْمَأْثُورَةِ یَا ابْنَ الْمُعْجِزَاتِ الْمَوْجُودَةِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ [الْمَشْهُورَةِ] یَا ابْنَ الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ یَا ابْنَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ یَا ابْنَ مَنْ هُوَ فِی أُمِّ الْکِتَابِ لَدَى اللَّهِ عَلِیٌّ حَکِیمٌ یَا ابْنَ الْآیَاتِ وَ الْبَیِّنَاتِ یَا ابْنَ الدَّلائِلِ الظَّاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْبَرَاهِینِ الْوَاضِحَاتِ الْبَاهِرَاتِ یَا ابْنَ الْحُجَجِ الْبَالِغَاتِ یَا ابْنَ النِّعَمِ السَّابِغَاتِ یَا ابْنَ طه وَ الْمُحْکَمَاتِ،

اى فرزند راه هاى روشن، اى فرزند نشانه هاى آشکار، اى فرزند دانش هاى کامل، اى فرزند آیینهاى مشهور، اى فرزند نشانه هاى حفظ شده، ای معجزات موجود، اى فرزند دلیل هاى محسوس، اى فرزند راه مستقیم، اى فرزند خبر بزرگ، اى فرزند کسی که در امّ الکتاب، نزد خدا، والا و حکیم است، اى فرزند آیات و نشانه ها، اى فرزند دلیل های آشکار، اى فرزند برهان هاى نمایان، اى فرزند حجّتهاى رسا، اى فرزند نعمت های کامل، اى فرزند طه و آیات محکم،

یَا ابْنَ یس وَ الذَّارِیَاتِ یَا ابْنَ الطُّورِ وَ الْعَادِیَاتِ یَا ابْنَ مَنْ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى دُنُوّا وَ اقْتِرَاباً مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلَى لَیْتَ شِعْرِی أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوَى بَلْ أَیُّ أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ ثَرَى أَ بِرَضْوَى أَوْ غَیْرِهَا أَمْ ذِی طُوًى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَ لا تُرَى وَ لا أَسْمَعَ [أَسْمَعُ ] لَکَ حَسِیسا وَ لا نَجْوَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ [لا تُحِیطَ بِی دُونَکَ ] الْبَلْوَى وَ لا یَنَالَکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَ لا شَکْوَى بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَازِحٍ مَا نَزَحَ [یَنْزَحُ ] عَنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیَّةُ شَائِقٍ یَتَمَنَّى مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَکَرَا فَحَنَّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ عَقِیدِ عِزٍّ لا یُسَامَى،

اى فرزند یس و ذاریات، اى فرزند طور و عادیات، اى فرزند کسی که نزدیک شد، آنگاه درآویخت، تا آنکه در دسترسى و نزدیکى به خداى علىّ اعلى، به فاصله دو کمان یا کمتر بود، اى کاش می دانستم خانه ات در کجا قرار گرفته، بلکه مى دانستم کدام زمین تو را برداشته، یا چه خاکى؟ آیا در کوه رضوایى یا در غیر آن، یا در زمین ذی طوایى؟ بر من سخت است که مردم را مى بینم، ولى تو دیده نمى شوى، و از تو نمى شنوم صداى محسوسى و نه رازونیازى، بر من سخت است که تو را بدون من گرفتارى فرا گیرد، و از من به تو فریاد و شکایتى نرسد، جانم فدایت، تو پنهان شده اى هستی که از میان ما بیرون نیستى، جانم فدایت، تو دورى هستى که از ما دور نیست، جانم فدایت، تو آرزوى هر مشتاقى که آرزو کند، از مردان و زنان مؤمن که تو را یاد کرده، از فراقت ناله کنند، جانم فدایت، تو قرین عزّتى، که کسى بر او برترى نگیرد،

بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ أَثِیلِ مَجْدٍ لا یُجَارَى [یُحَاذَی] بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضَاهَى بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لا یُسَاوَى إِلَى مَتَى أَحَارُ [أَجْأَرُ] فِیکَ یَا مَوْلایَ وَ إِلَى مَتَى وَ أَیَّ خِطَابٍ أَصِفُ فِیکَ وَ أَیَّ نَجْوَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أُجَابَ دُونَکَ وَ [أَوْ] أُنَاغَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَرَى عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ مَا جَرَى هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ الْعَوِیلَ وَ الْبُکَاءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُسَاعِدَ جَزَعَهُ إِذَا خَلا هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَسَاعَدَتْهَا عَیْنِی عَلَى الْقَذَى ،

جانم فدایت، تو درخت ریشه دار مجدی که هم طرازى نپذیرد، جانم فدایت، تو نعمت دیرینه اى، که او را مانندى نیست، جانم فدایت، تو قرین شرفى، که وی را برابرى نیست، تا چه زمانى نسبت به تو سرگردان باشم، اى مولایم، و تا چه زمان، و با کدام بیان، تو را وصف کنم، و با چه رازو نیازى؟ ، بر من سخت است که از سوى غیر تو پاسخ داده شوم، و سخن مسرّت بخش بشنوم، بر من سخت است که براى تو گریه کنم، ولى مردم تو را وا گذارند، بر من سخت است، که بر تو بگذرد و نه بر دیگران آنچه گذشت، آیا کمک کننده اى هست، که فریاد و گریه را در کنارش طولانى کنم؟ آیا بى تابى هست؟ که او را در بى تابى اش، هنگامى که خلوت کند یارى رسانم، آیا چشمى هست که خار فراق در آن جا گرفته، پس چشم من او را بر آن خار خلیدگى مساعدت کند،

هَلْ إِلَیْکَ یَا ابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقَى هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنَا مِنْکَ بِعِدَةٍ [بِغَدِهِ ] فَنَحْظَى مَتَى نَرِدُ مَنَاهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوَى مَتَى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مَائِکَ فَقَدْ طَالَ الصَّدَى مَتَى نُغَادِیکَ وَ نُرَاوِحُکَ فَنَقِرَّ عَیْنا [فَتَقَرَّ عُیُونُنَا] مَتَى تَرَانَا [وَ] نَرَاکَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِوَاءَ النَّصْرِ تُرَى أَ تَرَانَا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ أَذَقْتَ أَعْدَاءَکَ هَوَاناً وَ عِقَاباً وَ أَبَرْتَ الْعُتَاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ وَ قَطَعْتَ دَابِرَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ اجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظَّالِمِینَ،

آیا به جانب تو اى پسر احمد راهى هست، تا ملاقات شوى، آیا روز ما به تو با وعده اى در می پیوندد تا بهره مند گردیم، چه زمان به چشمه های پر آبت وارد می شویم، تا سیراب گردیم، چه زمان از آب وصل خشگوارت بهره مند مى شویم؟ که تشنگى ما طولانى شد، چه زمان با تو صبح و شام مى کنیم، تا دیده از این کار روشن کنیم، چه زمان مارا می بینى و ما تو را می بینیم، درحالى که پرچم پیروزى را گسترده اى، آیا آن روز در مى رسد که ما را ببینی که تو را احاطه کنیم، و تو جامعه جهانى را پیشوا مى شوى درحالى که زمین را از عدالت انباشتى، و دشمنانت را خوارى و کیفر چشانده اى، و متکبّران و منکران حق را نابود کرده اى و ریشه سرکشان را قطع نموده اى، و بیخ و بن ستمکاران را برکنده اى،

وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ أَنْتَ کَشَّافُ الْکُرَبِ وَ الْبَلْوَى وَ إِلَیْکَ أَسْتَعْدِی فَعِنْدَکَ الْعَدْوَى وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَ الدُّنْیَا [الْأُولَی] فَأَغِثْ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلَى وَ أَرِهِ سَیِّدَهُ یَا شَدِیدَ الْقُوَى وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسَى وَ الْجَوَى وَ بَرِّدْ غَلِیلَهُ یَا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى وَ مَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعَى وَ الْمُنْتَهَى اللَّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبِیدُکَ التَّائِقُونَ [الشَّائِقُونَ ] إِلَى وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ بِکَ وَ بِنَبِیِّکَ خَلَقْتَهُ لَنَا عِصْمَةً وَ مَلاذا وَ أَقَمْتَهُ لَنَا قِوَاما وَ مَعَاذا وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنَّا إِمَاما فَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِیَّةً وَ سَلاما،

تا ما بگوییم: ستایش خاص خدا، پروردگار جهانیان است.
خدایا تو برطرف کننده سختی ها و حوادث ناگوارى، از تو یارى مى طلبم، که یارى و کمک تنها نزد توست، و تو پروردگار آخرت و دنیایى، پس اى فریادرس درماندگان، به فریاد بنده کوچک گرفتارت برس، و سرورش را به او نشان بده اى صاحب نیروهاى شگرف، و به دیدار سرورش، اندوه و سوز دل را از او بزداى، و آتش تشنگى اش را خاموش کن، اى که بر عرش چیره اى، و بازگشت و سرانجام به سوى اوست، خدایا، ما بندگان به شدّت مشتاق به سوی ولىّ تو هستیم، آنکه مردم را به یاد تو و پیامبرت اندازد، و تو او را براى ما نگهبان و پناهگاه آفریدى، و او را قوم و امان ما قرار دادى، و او را پیشواى اهل ایمان از ما گرداندى، از جانب ما به او تحیّت و سلام برسان،

وَ زِدْنَا بِذَلِکَ یَا رَبِّ إِکْرَاما وَ اجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنَا مُسْتَقَرّا وَ مُقَاما وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدِیمِکَ إِیَّاهُ أَمَامَنَا حَتَّى تُورِدَنَا جِنَانَکَ [جَنَّاتِکَ ] وَ مُرَافَقَةَ الشُّهَدَاءِ مِنْ خُلَصَائِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ [وَ] رَسُولِکَ السَّیِّدِ الْأَکْبَرِ وَ عَلَى [عَلِیٍ ] أَبِیهِ السَّیِّدِ الْأَصْغَرِ وَ جَدَّتِهِ الصِّدِّیقَةِ الْکُبْرَى فَاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ آبَائِهِ الْبَرَرَةِ وَ عَلَیْهِ أَفْضَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَکْثَرَ وَ أَوْفَرَ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیَائِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ ،

و به این وسیله اکرام بر ما را ای پروردگار بیفزا، و جایگاه او را، جایگاه و اقامتگاه ما قرار ده، و نعمتت را با پیش انداختن او در پیش روى ما کامل گردان، تا ما را وارد بهشتهایت نماید، و به همنشینى شهیدان از بندگان خالصت نایل نماید.
خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و درود فرست بر محمّد جدّ او و رسولت، آن سرور بزرگتر، و بر پدرش آن سرور پس از پیامبر و بر جدّه اش صدّیقه کبرى، فاطمه دختر محمّد، و بر کسانى که بزگزیدى، از پدران نیکوکار و بر خودش، برترین و کامل ترین و تمام ترین و بادوام ترین و بیشترین و فراوان ترین درودى که بر یکى از برگزیدگانت و انتخاب شدگانت از میان آفریدگانت فرستادى،

وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلاةً لا غَایَةَ لِعَدَدِهَا وَ لا نِهَایَةَ لِمَدَدِهَا وَ لا نَفَادَ لِأَمَدِهَا اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَدْحِضْ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِیَاءَکَ وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَکَ وَ صِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّی إِلَى مُرَافَقَةِ سَلَفِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَ یَمْکُثُ فِی ظِلِّهِمْ وَ أَعِنَّا عَلَى تَأْدِیَةِ حُقُوقِهِ إِلَیْهِ وَ الاجْتِهَادِ فِی طَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَعْصِیَتِهِ وَ امْنُنْ عَلَیْنَا بِرِضَاهُ وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ وَ دُعَاءَهُ وَ خَیْرَهُ مَا نَنَالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ فَوْزا عِنْدَکَ وَ اجْعَلْ صَلاتَنَا بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذُنُوبَنَا بِهِ مَغْفُورَةً ،

و بر او درود فرست، درودى که پایانى براى عدوش، و نهایتى براى مدتش، و به آخر رسیدنى براى زمانش نباشد، خدایا حق را به وسیله او برپا دار، و باطل را به او نابود کن، و دوستانت را به سبب آن جناب به دولت برسان، و دشمنانت را به دست او خوار گردان، و پیوند خدایا بین ما و او، پیوندى که ما را به رفاقت گذشتگان او برساند، و ما را از آنانى قرار ده که به دامان عنایتشان چنگ زنند و در سایه لطفشان اقامت کنند، و ما را بر پرداخت حقوقش، و کوشش در فرمانبرداریاش، و دورى از نافرمانى اش کمک کن، و بر ما به خشنودى اش منّت نه، و رأفت و رحمت و دعاى خیر آن حضرت را به ما ببخش، تا حدّى که به سبب آن به رحمت گسترده ات، و رستگارى در پیشگاهت برسیم، خدایا به وسیله او نمازمان را پذیرفته، و گناهانمان را آمرزیده

وَ دُعَاءَنَا بِهِ مُسْتَجَابا وَ اجْعَلْ أَرْزَاقَنَا بِهِ مَبْسُوطَةً وَ هُمُومَنَا بِهِ مَکْفِیَّةً وَ حَوَائِجَنَا بِهِ مَقْضِیَّةً وَ أَقْبِلْ إِلَیْنَا بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ وَ اقْبَلْ تَقَرُّبَنَا إِلَیْکَ وَ انْظُرْ إِلَیْنَا نَظْرَةً رَحِیمَةً نَسْتَکْمِلْ بِهَا الْکَرَامَةَ عِنْدَکَ ثُمَّ لا تَصْرِفْهَا عَنَّا بِجُودِکَ وَ اسْقِنَا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّا رَوِیّا هَنِیئا سَائِغا لا ظَمَأَ بَعْدَهُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

و دعاهایمان را مستجاب گردان، خدایا روزی هایمان را به سبب او گسترده، و اندوهمان را برطرف شده، و حاجت هایمان را برآورده فرما، و به جانب ما به جلوه کریمت روى آور، و تقرّبان را به سویت بپذیر، و به ما نظر کن نظرى مهربانانه که کرامت را نزد تو، به وسیله آن نظر به کمال برسانیم، و آن نظر مهربانانه را به حق جودت از ما مگردان، و از حوض جدّش (درود خدا بر او و خاندانش) با جام او و به دست او، سیراب مان کن، سیراب شدنى کامل، و گوارا و خوش، که پس از آن تشنگى نباشد، اى مهربان ترین مهربانانآنگاه به صورتى که گذشت نماز زیارت بجا مى آورى و به آن چه خواهى دعا مى کنى، که ان شاء اللّه به اجابت خواهد رسید.


باقالی بخوریم......(مادر...5)

خدا بیامرزد صدیق خانم رو  

مادربزرگ مهربونی داشتم که وقتی پنجشنبه ها بعدازظهر می رفتیم خونشون، برامون باقلا پخته بود. میاورد برامون

می گفت بفرمایید باقلا ، بیایید باقلا بخورین ، که حضرت رسول فرمودن: باقلی هوش را زیاد میکنه و باعث می شود حافظه افزایش یابد، خونساز است، برای استخوانهای ساق پا خوب است.

حضرت علی فرمودن: روغن مالی کردن عقل را زیاد میکنه. روغن پوست را نرم می کنه و بر توانِ مغز می افزاید. مجاری آب را در بدن بهتر میکنه(پوست خشک نمیشه). کثیفی پوست را از بین می برد و رنگ پوست را روشن می کنه.

می دونی بهترین روغن چیه؟ روغنِ بنفشه بهترین روغن است. حضرت فرمودن: روغن بنفشه توان مغز را بهتر میکنه.

البته پیامبر فرمودن حجامت تقویت مغز میکنهو چیزهایی که توو حافظه دارین بیشتر می ماند و عقل را زیاد میکنه.

امام صادق فرمودن: استفاده از سرکه انگور عقل را زیاد میکنه. فرمودن: ما غذای خودمان را با سرکه شروع می کنیم.( سرکه کرم و انگل بدن را از بین میبرد و عقل را محکمتر میکند.)

 


<      1   2   3   4   5   >>   >



======== =