سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 165
  • بازدید دیروز: 329
  • کل بازدیدها: 1034944



امروز صبح صدای اره برقی محله را پر کرده بود. همه جا سکوت مطلق بود و این سکوت با صدای اره برقی که داشت درخت کهنسالِ توت را می برید شکسته می شد.  پدر و پدربزرگ و مادربزرگ و پدر و مادرشان ... زیر این درخت توت خاطرات تلخ و شیرینِ زندگیشان را ساخته اند.

و این لحظه ها صدای ارّه برقی ... برای من کمی تلخ است. این درخت توت خانه پدریِ مان است که داره از کمر قطع میشه. درخت توتِ صدساله ی ما امسال براثر فشار بادهای سنگین فروردین ماه کمر خم کرده بود، آنچنانکه ریشه های ضخیم و قدرتمندش از سمت دیگه از خاک بیرون زده بود و زاویه 45 درجه گرفته بود... ولی با این حال امسال هم پربار بود...

صدای اره برقی کنجکاوم کرده بود تا بِرَوم و آخر و عاقبت درخت توت رو ببینم. با بابا رفتیم خونه دایی، عجب صحنه ای... 

یاعلی




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
دوشنبه 98 تیر 3 :: 11:34 صبح
پاک روان