سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 357
  • بازدید دیروز: 437
  • کل بازدیدها: 1017610



صبحِ کَله سحر بلند شدیم و برای نماز صبح که تووی مجلس روضه به جماعت خونده میشه خودمون رو رسوندیم. بعد از نماز جماعت، همون روحانی که نماز جماعت رو خونده می ره بالای منبر. کلام رو شروع میکنه: بسم الله الرحمن الرحیم و ...

* آقای عربزاده، مثل هرسال بعنوان خادمِ روضه ، آبجوش رو بعد از نماز صبح برای همه میاره و تعارف میکنه. 

* امسال بدلیل گرمیِ هوا، داربستِ روضه رو 7الی8 متر بالاتر بستند، تا هوا دَم نکنه و گرم نشه. پرده ها و کتیبه ها شبیه پارسال به درودیوار بسته شده و فرشهام مثل قبل.

* فقط امسال باغچه های خونه ی حاجیه خانم درخت و گل و گیاه منظم و مرتب و قشنگی داره. حاجیه خانم همیشه باسلیقه بوده و هست...

...

نشسته بودم روی پله. پاهام هنوز درد میکنه و نمیتونستم رووی زمین بشینم. امروز روضه هنوز خیلی شلوغ نشده بود، ولی فردا و پس فردا که خیلی شلوغ میشه نمی تونم به این راحتی بشینم روی پله ها. صندلی هم نمی دونم گیرم بیاد یا نه، آخه دارم فکرش رو میکنم که حاج خانمهای مُسِنی که تشریف میارَن روضه، انتظار دارن صندلی رو دو دستی تقدیمشون کنیم.... نمی دونم تاسوعا و عاشورا می تونم برم روضه؟؟؟

 یاحسین...  امسال خیلی حسرت کشیدم. دلم می خواد این روزها دستم رو بزارم به زانو و با یک  "یاعلی" گفتن از جا بلند بشم. 

آقاجان... دستم رو میگیری؟؟؟




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 98 شهریور 17 :: 1:29 عصر
پاک روان