سفارش تبلیغ
واحد طراحی
واحد طراحی
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 373
  • بازدید دیروز: 437
  • کل بازدیدها: 1017626



هنوز خاطره ی جبهه ها خالی نیست
شلمچه ز آن همه شب زنده دار خالی نیست

هنوز ساحل ولفجر هشت خونین است
جبین آب زان همه اشک و آه پر چین است

هنوز خاک شلمچه خون به دل دارد
ز حفظ آن همه خورشید خون به دل دارد

خروش سینه زنان هویزه میشنوی ؟
صدای قاری قرآن ز بین نیزه ها میشنوی ؟

تبسمی بنما ای فکه هر دو تنهاییم
چگونه بعد شهیدان هنوز پا بر جاییم .

تو ای شهید که نامت خلاصه ی پاکیست
چقدر پیرهن خاکی تو افلاکیست

به استخوان و پلاک شکسته ات سوگند
به جان مادر پهلو شکسته ات سوگند

دلم ز هجر تو دوست شعله ور شده است
ز استخوان تو ای دوست قلبم شکسته تر شده است
************************

در حال خوردن شام و آغاز مبحث چگونگی برنامه ی بیدار باش فردا صبح هستیم .
سارا: یکی یکی هر کس بیدار میشه . اعمال بهداشتی انجام میده . وضو میگره . بعد بیاد نفر بعد رو بیدار کنه . یک نفر یک نفر تا شلوغ نشه .
خدابیامرز: یک نفر فریاد میزنه سوسک . یا فریاد میکنه . موش . کفایت میکنه .
این وسط یک نفر برای خوابیدن دنبال جهت قبله میباشد !!!!!!!!!!! جهت ریا هم شده . دنبال درجه ی دقیق قبله میباشندددددد !!!!!!!!!!!! ( عجب روزگاریه . جلل خالق )
سرکار خانم خدابیامرز . می پرسند خانمها شامشون رو خوردن تا یک خبر بدهم بهشون ؟
بلند می پرسم : چه جانوری توی غذا رویت شده ؟
می فرمایند : مگه قرار بوده همش خبر بد بدهیم بهتون ؟ بعد از مکثی پر معنی می فرمایند . جناب آقای حسین پور (حفظ کم الله )!!!!!!!! معذرت خواهی فرمودند . بخشش از بزرگان است .

و بزرگان یکی یکی می بخشند . چیکار کنیم . بزرگواریم دیگه . کاریش نمیشد کرد.
و بزرگان یکی یکی می بخشند . چیکار کنیم . بزرگواریم دیگه . کاریش نمیشد کرد . می دونی . ما فعلا در یک سفر معنوی هستیم . و از معنویت مالامال . پس الآن بهتر هستش که جماعت نمرودیان بخشش ما بانوان عالمه را ببینند . باشد که بار دیگر بهتر برنامه ریزی کنند . حالا بزار برسیم به دیار خودمون به وقتش اطلاع رسانی هم میکنیم . حالا مگه فقط همین بنده خدا مسئول بوده ؟ پس بقیشون چیکاره بودن ؟ جللللللل الخالق . پروردگارا در این سفرها انسان با چه موجوداتی که آشنا نمیشه . دلم این وسط میسوزه برای بابا بزرگ اردو . که خانواده ی محترمه ایشان هم سنگ صبور ما جماعت بانوان بزرگمنش بودن . خداوند عوض خیر دهاد به همگی عزیزان .

 

 




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 86 اردیبهشت 16 :: 6:49 صبح
پاک روان