سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 384
  • بازدید دیروز: 335
  • کل بازدیدها: 1021018



... امروز تیلیفن زدند که یالله سه تا چکی 100 تومنی رد کن بیاد. حالا هرچی ما میگیم . باشد چشم. ما چک کشیدیم. اما راشا پیدا نکردیم تا به دستی شوما برسونیم. هی این خانمی مسئول میگند. نخیر . شوما فکر نکنین با من رفیقیند آ میتونیند موفتکی با ما بیاییندا. از این خبرا اصش نیسسسسسس. خلاصه کلی توضیحات دادیم تا باورشون شدس که اصفانی جماعت برای چیزای با ارزش از جونشم مایه میزارد دیگه چه برسد به مال و منالی باباش......
خلاصه کلی طول کشیدس تا باور کردند آ آخرشم تا پاسپورد آ چک ها به دسسشون نرسیدس ما را قاتی همسفریاشون حسابم نکردند. عجب این تهرونیا ماشین حسابنداااااااا. اینا با چک پول نفساشونا تنظیم میکنند. فقط آ فقط اقتصادی فکر میکنند. ( خب غیبت تا همینجا بسس. میخوام برم زیارت. شگون ندارد..)

یه نگاه انداختم به کتابهام ...کتاب خوشه ------ دیوان علی اکبر فرهمند آملی-
یک راست رفتم سر شعری که برای خانم گفته بود :

السلام ای گل گلزار رسول * نور چشمان گهر بار بتول

السلام ای مه تابان حسین * ناز پرورده ی دامان حسین

زینت دوش اسیران بلا * مهر ذیل سند کرببلا

دختر شاه ولایت بودی * صاحب عز و جلالت بودی

از مدینه اکرام و وقار * گشتی ای کوکب رخشنده سوار

گاه در دامن اکبر بودی * سرخوش از مهر برادر بودی

گاه با عمه و گاهی بابا * سخنت بود به صد شور و هوا

از تماشای عمو شاد بدی * وز همه رنج و غم آزاد بدی

دست پر مهر و وفای مادر * داشتی در همه اوقات بسر

لیک چون فرصت گل کوتاه است * غنچه را باد اجل همراه است

زود پرپر شدی ای نور دو عین * نازنین غنچه گلزار حسین

ای رقیه چه بگویم به چه حال * گل روی تو شد آمال ملال

وارد کرببلا گردیدی * همدم رنج و بلا گردیدی

تشنگی داشتی و بی پدری * غربت و خستگی و دربدری

پیش چشم تو عزیزان تو را * سر بریدند عیان یا به خفاء

زآتش خیمه طفلان ای ماه * جسم زارت به کجا برد پناه

اندر آن تیره شب ای نور دوعین * آن شنیدم که یتیمی ز حسین

هر طرف رفت و به هر کس که رسید * از همه راه نجف می پرسید

آن تو بودی که علی خواه بدی؟ * چشمها دوخته بر راه بدی؟

چند ساله بدی ای ماه جبین * که اسیرت بنمودند ز کین

همه گویند رقیه به سه سال * نرسیده شده نائل به وصال

در چنین خردی این رنج گران * کس ندید است و نبیند بجهان

باز گو آنچه که آمد بسرت * جان بقربان دو چشمان ترت

خاطرات سفر شام بگو * سخن از محنت ایام بگو

کربلا، کوفه و یا مجلس شام * در کجا سخت تر آمد ایام؟........

 




موضوع مطلب :

       نظر
پنج شنبه 87 آذر 7 :: 11:48 صبح
پاک روان