سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 309
  • بازدید دیروز: 335
  • کل بازدیدها: 1020943



برای نماز و نهار رفتیم.....
نماز به جماعت برگزار شد و نهارم به جماعت چسبید. یوخده وقت بِشِمون دادن برای استراحت . بلکی جون داشته باشیم بقیه راه ها را بریم ...... ( البته خبر از برنامه های دلچسب بعدی نداشتیم) آقا محمد عزیز . جوان رشید کاروان با تشویق دوستان به مداحی ایستاد. آخه مثلاً روز عید بزرگ شیعیان بود!!!!! 15 شعبان بود .......... ولی خبری نبود . ما هم ملتمسانه از آقا محمد درخواست مداحی نمودیم : 

مهربونِ مهربونا. پشت و پناه بی کسا، پهلونِ پهلونا
تا که با نامت ، آقاجون رفیق و آشنا شدم   
از همه جا، از همه کس بریدم و جدا شدم

یابن الزهرا  یابن الزهرا  یابن الزهرا   یابن الزهرا

 زمزمه ی نام شما ، ای گل نازِ فاطمه   
تموم دل خوشیم شده، ورد زبون قلبمه
رشته ی مهرم رو آقا به خیمه ی تو بسته ام
گرچه هزاران مرتبه قلبِ تو را شکسته ام
خوب می دونم بدم ، ولی قلبم رو با صفا بکن    
وقتی نماز شب می خونی ، مولا منو دعا بکن

یابن الزهرا  یابن الزهرا  یابن الزهرا   یابن الزهرا

کِی بشه در کنار من باشی و من کنار ِ تو    
قرار من باشی و من یاورِ بی قرار تو
از کوچیکیم تا به حالا‍‍، عاشق و مجنون ِ توام   
لحظه به لحظه عمرم رو مرهون و مدیون توام
کبوترِ دلِ منو تو آشیونه داده ای   
ببین شکسته بال و پر . تو آب و دونه داده ای

یابن الزهرا  یابن الزهرا  یابن الزهرا   یابن الزهرا

با تشویق دوستان از مداح بزرگوارمون قدر دانی شد .

قرار بود یکی دو ساعت دیگه راه بیوفتیم . ولی باز بر می گشتیم همینجا..... من و یکی دوتا از بروبچ اصرار داشتیم . آهاااااااای ملت بزارین دو 3 دقیقه ای بخسبیم . ولی این مللللللللللت مگه میزاشتن؟ دیگه کم کم داشت اخلاقیاتم خط خطی آ خش خشی میشدا . مسخره بازیاشون گل کرده بود . آ ......... منم یک تشر رفتم به کمپلت دوستان.

 

 




موضوع مطلب :

       نظر
چهارشنبه 87 بهمن 9 :: 9:51 صبح
پاک روان