سفارش تبلیغ
طراحی فروشگاه اینترنتی
طراحی فروشگاه اینترنتی
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 198
  • بازدید دیروز: 329
  • کل بازدیدها: 1034977



بعد از نماز مغرب و عشا چراغها خاموش شد آ پرده جلومون روشن شد.

یه بنده خدایی شروع کرد به حرفی دل همگیمونا بلند بلند زدن:.........

پر شده از می بلا      
بار دگر سبوی من
آنکه خدا شناس شد
زیر ستم نمی رود

نام حسین جلوه گر ، گشته به کل کائنات
آیه ی مصباح الهدی ، راز سفینة النجات

خفتگان در استتار حرفها !!
کبکهای سر به زیرِ برفها !!
ای جهان و ای جهاندارانِ غرب !!
صهیونیستیهایِ رذل و بت پرست !!
زیر دستانِ زمان جرج بوش !!
ای شغالانِ به ظاهر چکمه پوش !!

این حدیث غم از اینجا ساز شد
جنگ ، از گور شما آغاز شد
این خیال خام دشمن بود، نه؟؟
بر سرش چون قصدِ ماندن بود، نه؟؟
بی اینکه داند، پا در این گرداب زد
روز روشن ، چشم خود در خواب زد
بی خبر از اینکه در این ، ایران زمین
همچو صیادی، نشسته بر زمین
رادمردانی دلاور ، با خدا
با فنون و رزم دشمن ، آشنا

کوهه بر کربلا تقدیر شد
لشکری چون 27 تشکیل شد

ای دوکوهه بهترین یارت کجاست؟دوکوهه. ساختمان ذوالفقار
بوذر و سلمان و عمارت کجاست؟
خاطراتی داری از فتح المبین
از رشادتهای سردارانِ دین

بر تنم آتش زده خاموشیت.......

 

لحظه ی پرواز یاران را بگو
نم نم و رگبارِ باران را بگو
از خداجویانِ عشق و عاشقی
از کریمی، از چراغی ، صالحی
در حراسم ، تا روم از یاد تو
ای دوکوهه این منم فرهاد ِ تو

ای عجب با من نمی گویی سخن
جانِ من ، چیزی بگو ، حرفی بزن..............




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 88 فروردین 2 :: 9:33 صبح
پاک روان