سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 107
  • بازدید دیروز: 339
  • کل بازدیدها: 1021509



شب ... بعد از برنامه توی محیط پادگان روبروی گردان انصار کلی نشستیم با بروبچ و عشق و حال  با شهیدان و آقا امام زمان(عج).......... آی چسبید. آی چسبید. جادون خالی.

صبح عید. بعد از نماز دلم نیومد بخوابم. آسمونی آبی آ هوای بهاری آ معطر آ فضای سرسبز...............رفتم بیرون آ تونسسسسسم اکسیژن هوف کشیدم. دلم می خواس تا میتونم این سوراخ سنبایی ریه هام رو با اکسیژنایی اینجا پرش کنم. آخه خیلی انرژی داشت. خیلییییییییی

رفتم گشت و گذار. یه سریَم به حسینیه زدم زینب اونجا بود. با هم وخیزادیم رفتیم گشت و گذار. بِشش گفتم آباجی می خوام گوشه موشه های پادگانا بِشم نشون بدی تا خب توو ذهنم ثبتش کنم. دمش گرم خیلی جاوا سرکشیدیم. از ساختمونا متروک افتاده گرفته تا پخت و پزخونا ...اِز ایسگاه صلواتی چای و شربت گرفته تا سنگرهایی که .............
خلاصه حسابی گشت زدیم و چشامون وااااا شد. صبحونه مونا برگشتیم وری بروبچا خوردیم آ تا ظهر بِشد کلی شاگردی خانم شادرخ را کردیم. ظهر تووی حسینیه بعد از نماز پذیرایی گشته شدیم. کیک . خوشمزززززززززززززززه بود. بعد از ناهار رفتیم نشستیم ا به گپ و گفتگو با استاد .
یوخده هم سر به سر بزرگان گذاشتم آ .... عیدِ میلاد رسول اکرم (ص) و امام صادق(ع) بود. و امروز که می نویسم میلاد با سعادت مولود کعبه . مولا امیر المومنین(ع).

عیدتون مبارک 




موضوع مطلب :

       نظر
دوشنبه 88 تیر 15 :: 2:11 عصر
پاک روان