سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 226
  • بازدید دیروز: 335
  • کل بازدیدها: 1020860



پیش آب روان تشنه جان دادی.
رسم و راه جانبازی نشان دادی.
خونت می جوشد همواره مولا
ناله به ناله روید به دلها

  حسین حسین جان

آقا جان یه قرص ژلوفن خورددم تا بلکی خوابم ببرد آ نشد. نشد . دیدم نمیتونم بخوابم آ امشبا بدونی یادی آب آ هوا کربلا بگذرونم. نه ......اصلاً نیمی شد.

آقا جون چیکار کنم ؟ زبون باز کنم؟ آخه چیطوری؟ چیطوری آه بکشم  که آتیشی این آه نسوزوند این وبلاگاااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟ چیطوری؟
آقاجون مولا جان. یا حسین!!!!!!!! آقا جان چیکار باید کرد وقتی اطرافم پر شدس از گوشهایی که منتظری گوشواره س؟ چیکار کنم که اطرافم پر شدس از مردمی که وعده ی سوغاتشون از کربلا ....زر است؟؟؟؟؟
آقاجون امروز داشتم از خیابون میگذشتم ، چشمام مات موند به روسری سبزایی که منتظر بودن تا سرکردشون برسد آ به بهونه ی راه افتادنی دسته ی عزاداری .......

آقاجون اینجا روزی عیدی غدیر ، وقتی به سیدا میگی عیدت مبارک. امروز روزی عیدی ساداتس.....جواب میگیری: من اصلاً به این چیزا اعتقاد ندارم. عیدی شومام مبارک ولی این چیزا برای شوما مهمس.......
آقا جون......مشکی به تن نموده و احرام بسته ام
قربانیم نما . اگر این حج آخر است
آقاجون........از دستمال گریه ی خود ریشه ای بده
تا کربلا روم که پر از یاسِ پر پر است
آقاجون اینجا ابوموسی اشعری ها زیاد شدند .آ آدم نیمیدوند باید چه ریختی میشد پَسی این زبونا چرب آ نرمشون ور اومد.
آقاجون اینجا جانبازا مدیرعامل میشند آ خیلی چیزا را با افتخار زیری پاشون له میکنن. اینجا ، این روزا ، خیلیا نعلهای اسباشونا تازه کردند آ آماده ی تاختن... اینجا رئیس رئسای شرکتها آ موسساتی که جایگاههای حساسیم زیری دست آ پنجه شونس با افتخار آ مقتدرانه میگن ما اینجا فقط سرمون به کارمونس . حالا کارفرما چه اسرائیلیا باشند چه عربا. چه اروپا باشد چه آفریقا.اما تابلوی اعلامیه های هیمینا که سرشون به کاری خودشونس حتی یکی از این خبرای مزخرف آ چرت آ پرتا جا نیمیندازد......... 
آقاجون اینجا قربون صدقه ی آیت الله منتظری که عینی گوله نور بودس وقتی داشدس نشانی نیمی دونم چی چیه نوبلا میگرفدس ، می رند آ وقتی ناهارشون از گوشیاشون موسیقی پخش میکنند .آ بِشِمون تذکر میدن که به موسیقیش توجه کنین که خیلی قشنگس، آ کاری به محتوای سیاسیش نداشته باشین. بعد وقتی شروع میشه توجه کمپلت ادما را جلب میکنن به محتوای شعری که به نظرشون خیلی جالب آ ...........همون شعری که میخواد مزخرفاتی یکسری اراذل آ اوباش آ خس آ خاشاکای کفی خیابونا را بلغور کنه...........
آقاجون اینجا دخترا با صد من آرایش آ یه دست لباسی رنگاوارنگ ،یه چادوری نازکی مشکی میندازند رو دوششون آ ..... آقاجون اینجا ....




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
جمعه 88 آذر 27 :: 1:27 صبح
پاک روان