سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 361
  • بازدید دیروز: 437
  • کل بازدیدها: 1017614



از نمازی مغرب آ عشاء , به نیتی دعای کمیل آ شبی جمعه آ دعای ندبه رفتم حرم آقا.
آخه دو هفته قبل همچین شبی ,حرم به مناسبتی میلاد امام رضا(ع) چراغون بود , ولی حالا به مناسبتی شهادت عزیز دل امام رضا, شهادت پسر جوانشون, امام جواد(ع) همه جای حرم سیاه پوش شدس.

اون شب برا گرفتنی حاجاتی دلی خودم آ همه ی اونایی که بهم التماسی دعا گفته بودن نیت کردم آ رفتم حرم. با خودم گفتم : من خیلی وقتس شبای حرمی آقاما ندیدم. یه امشبا با آقا عشق آ حال میکنم.

جادون خالی . خوش گذشت. من بودم آ آقام آ باب الحوائجم(امام جواد) آ خدا........... خلوت کردیم تا صبح.

دلچسب بود.

توو ایوون طلا -دمی دری ورودی نیشسته بودم آ همینجور که چشمم به سمتی ضریحی آقاام - امام رضا بود باهاشون زمزمه میکردم:


طوبای تو میان دلم قد کشیده است
بین من و خیال خودم سد کشیده است

آقاجون:

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

 اون شب به کلاس تفسیری که قرار بود بعد از برگشتن از مشهد برم برای مصاحبه ی ورودی خیلی فکر کردم. باید کلیی برنامه ریزی میکردم تا بتونم از محلی کارم-شرکت مرخصی جور کنم تا کسر کار نخورم...... تازه این مال وقتی بود که توو مصاحبه ی ورودیش قبول بشم. (امتحانش افتاده بود توو زمانی مشهد اومدنم که با کلللللی التماس چند روز عقب انداخته بودم تا بلافاصله بعد از مشهدم برم امتحان) اون شب یادم اومده بود به خاطرات علامه طباطبایی :
علامه طباطبا یی می گفت هر وقت تو حل مسئله ای با مشکل مواجه میشم خدا رو هفت بار به نام امام جواد قسم میدم مشکلم حل میشه .انشاءلله خدا دریچه های دانششو به روی ما باز کنه .آمین

 




موضوع مطلب :

       نظر
جمعه 90 آبان 6 :: 8:38 صبح
پاک روان