سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 353
  • بازدید دیروز: 335
  • کل بازدیدها: 1020987



  

آش خورده و نخورده راهی شدیم .

دلم پر میکشید .

جذبه ی تو یابن الحسن . آقا جان آنچه باید در دل و جانم به راه میانداخت انداخت ........

لحظه به لحظه اش رنگ و جذبه ای خاص داشت .

آقاجان . یا صاحب الزمان دلم میخواد همینجا یه پرانتز باز کنم و با خودت تنهای تنها . بی پرده و ساده گپی بزنم .

عزیز زهرا. یوسف فاطمه یابقیه الله(عج) دلم برات تنگ شده بود . دلم برای بنده نوازیهات تنگ شده بود . دلم برای لحظات ناب با تو به خلوت نشستن .....اونهم در چنین باغ با صفایی تنگ شده بود . در باغ جمکران ...باغی با صفا .... با دوستان و عزیزان هیئت محبان الرضا راهی جمکران شدیم . قراری گذاشتیم که در زمانی محدود پس از درک لحظات ناب با تو بودن باز گردیم و دوباره همسفر شویم . به قصد بیت النور . بیت حضرت معصومه (علیها سلام)

و چقدر ساعت ناجوانمردانه جلو میرفت ....

با تو تنها نشستن را با خودم فرض کردم . گوشه ای رو پیدا کردم برای آرام گرفتن. در محضرت نشستم و گفتم آنچه دل بی تاب بیانش بود . سعی بر استفاده از لحظه ها بود . استفاده از لحظاتی که از تکرار شدنشان به این زودی مطمعن نبودم. بازهم آه ..........

آه ........ و خوشا به سعادت بزرگوارانی که در جوار چنین میعادگاه هایی هستند . دلتنگ تو که میشوند.........




موضوع مطلب :

       نظر
جمعه 86 اسفند 10 :: 12:44 عصر
پاک روان