سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 247
  • بازدید دیروز: 460
  • کل بازدیدها: 1019285



پایین اومدیم، پاهام یاری نمیکردتا به سمت پارکینگ برم، لابلای تانک و ماشین هایی که برای بازسازی محیط پادگان در سالهای دفاع مقدس قرار داده بودن قدم میزدم...

پای اتوبوسها که رسیدم، ماشینها داشتن حرکت میکردن، اسمم رفته بود توی لیست اتوبوس شماره 2 . سریع سوار شدم، راه افتادیم . من و یعسوب منتقل شده بودیم. جایی پیدا کردم برای نشستن. با التماس آخرین حرفهای دلم رو با حاجی زدم...راه افتادیم. جو گیر شده بودم حسابی. جام رو عوض کرده بودم تا کسی پابرهنه وسط احوالاتم نیاد احوال پرسی. اومده بودم تا غریبه ای باشم میان دوستان نا آشنا تا بتونم بیشتر با خودم خلوت داشته باشم.....تف به ریا....

چشمم به انبوه جمعیت خیره مونده بود و توی ذهنم حرفهای رئیس بزرگ شرکت رو مرور میکردم که از شب عید پارسال برام میگفت که حرم مطهر امام خمینی که بسیار خرج ساخت و سازش کردن خالی بوده و اطراف یک مشت پاره سنگ که اصلا هم بهش رسیدگی نمی کنن به تام تخت جمشید جمعیت 3 میلیون ایرانی و خارجی جمع بودن....

دلم میخواست عکس که نه فیلم مستند اونهم فقط از دوکوهه . از شرهانی از ....بسازم .

یادم میاد به صحبتهاش وقتی به تاریخ هجری شدن کشور اعتراض میکرد، که چرا تاریخ تمدن 2500 ساله ی ما رو با تاریخ هجرت که متعلق به اعراب هست عوض کردن...... ( این از ایرانی جماعتش)
از اون طرف یادم میاد به اروپای یکپارچه و مثلا مسیحی. به اینکه همه از دم تاریخ میلادی دارن.... یادم میاد به توهین های اخیرشون . به توهین هایی که به دین و ایمونمون شده ....

یادم میاد به ظاهرا مسیحی هایی که به رسالت رسول عشق و معرفت به دین اسلام جسارتها کردن. با خودم میگم آخه اینا مگه مسیحی نیستن؟!... اینها طبق کدوم بند از کتب دینیشون . با مجوز گرفتن از کدوم بخش از آیینشون به خودشون چنین رخستی دادن؟!..........

نه .. خدایی حضرت مسیح سلام الله علیه چه حکمی برای این دارودسته از مثلا پیروانش صادر میکنه . برای امثال برای چنین آدمهای گستاخ و دهان لقی، چه عاقبتی پیش بینی شده؟!......

در زمان ظهور آقا صاحب زمان که حضرت مسیح هم ظهور خواهد نمود، اگر کسی بیاد جلو و از محضر شریف حضرت مسیح سول کنه علتش رو . چی جواب خواهد داد؟!... راستی با اون دسته مثلا پیروانش چه خواهد کرد؟!!!!.....

اتوبوس راه افتاده ما توی جاده هستیم به سمت جایی به نام شرهانی.

و من ........
دلم می خواد مستقیم با خود حضرت مسیح یه حرفهایی رو بزنم.




موضوع مطلب :

       نظر
یکشنبه 87 فروردین 11 :: 9:56 صبح
پاک روان