سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 298
  • بازدید دیروز: 460
  • کل بازدیدها: 1019336



اینجا مقتل شهداست.اینجا شرهانی .... از شهدای گمنام زیاد گفتن. از تفحص . از اینکه هنوز دراین مکان، توی دل خاکریزها رو که میکنن به شهید می رسن. معلوم نیست شما همینجور که راه میرین روی تن یک شهید راه میری یا نه....

از آتش زدن درب خانه علی(ع) که همین روزها روزهای 4-5 ربیع الاول بوده . از فاطمه زهرا(س)و اینکه شهدا چه ارادتی داشتن و دارن نسبت به خانم فاطمه زهرا(س)...

به نقل از امثال حاج حسین کاجی (از بروبچه های لشکر 17) از شهید گمنامی که بچه های تفحص باعث شدن با توسل به خانم فاطمه زهرا(س) و قسم دادن شهید به خانم، هویت خودش رو با نشون دادن اسمش روی زبونه کفشش رو کرده ...

از اینکه شهدای ما به جایی رسیده بودن که برای مرگ کلاس میگذاشتن ...

از اینکه .....

ما آدمهای حی و حاضریم. توان داریم. قدرت داریم. تفکر داریم. ثروت داریم. میخواییم کار فرهنگی کنیم بعد یه مدت میگیم نمیشه. کم میاریم. گنده گنده هامونم کم آوردن.......اونوقت اینجا یه نوجون ، یه پیرمرد اومده، با تحصیلات زیر دیپلم:

تا زنده بود ----- رزمندگی کرد و علم حجت بن الحسن(عج) رو بالا نگه داشت.

شهید شد----- خونش انقلاب رو بیمه کرد.

پیکرشون که اومد----- یا حسین راه انداخت توی کوچه پس کوچه های این مملکت.

اونی که پیکرش نیومد، بعدها استخون پاره هاش برگشت----- مملکت رو عوض کرد.

آقا -مقام معظم رهبری- می فرمودن : اتفاق خوشی که بعد از 8 سال دفاع مقدس اینجا، افتاد فقط به برکت پیکر شهدای گمنام و برنامه راهیان نور بود.

و یک کلام..... شهدا رو از اینجا بردن.استخونهاشون رو تشییع کردن و بردن. ولی خونشون، گوشت و پوستشون اینجاست، لابلای این خاکهاست.

 توی قصه فاطمه زهرا چیزی بجز درس نیست.عبرت توی قبرسونهاست. توی قصه شهادت فقط درس میدن. با امام حسین کسی عبرت نمیگیره فقط درس میگیره... عبرت مال لشکر دشمنه ... اگه میبینید شهدا دستتون رو گرفتن و تا اینجا آوردن بدونین اگه اینجا یک درس داشته باشه اینه: اگه هدف شهدا حفظ دین اسلام بود وای برما اگه کمتر باشه ماموریتمون .

شهدا نه که جاده صاف کن ما باشن. به جز ظهور آقا ..... آقا به زندگی و زنده موندن ما نیاز داره که ...

منطقه اومدن یعنی زائرالحسین شدن. دنبال این نگرد که چه کار خوبی کردی که دعوتت کردن اینجا .

 2حالت داره . یک اینکه آوردنت تا تقویتت کنن یا اینکه آوردنت اینجا تا باهات اتمام حجت کنن.

 

(عکس از خانم حاتمی)

اگه آوردنت تا انگیزت رو تقویت کنن. دستت رو بالا ببر و بگیر ... نه اینکه دعا کنی خدایا اینو بهم بده . اونو بهم بده ها ....... دستت رو ببر بالا و برات  کربلا رو بگیر . حاجتهات رو بگیر ......بگیر .....

   




موضوع مطلب :

       نظر
چهارشنبه 87 فروردین 21 :: 8:41 عصر
پاک روان