سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 338
  • بازدید دیروز: 335
  • کل بازدیدها: 1020972



 

امشب آخرین شب مراسمِ... مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا. امام حسین(ع). مراسمی که خانواده ی مهندس محمدرضا کمیلی به جای مراسم چهلمین روز درگذشت براش گرفتن. 

 

 

 

یکی از حاج آقاهای کاروان، یه آقای جا افتاده، با چهره ی مهربونی بودن، بنده خدا همه جا برای همه پا خیر بود. همه جا همراه و همکلام مدیر کاروان و روحانی بود.

حاج آقا کمیلی. اسمش برام آشنا بود... یادم اومد، از بروبچه های مسجد شنیده بودم، از خادمای اصلی و قدیمی و از مسئولین فرهنگی هیئت انصارالمهدی و موسسه فرهنگی شهید مدرس و... هستن. چندسالی هست بیماری سختی مبتلا شدن، و حالا این حاج آقا و حاج خانم که همسفر ما هستن پدر و مادر اون آقای مهندس کمیلی هستن. همون خادم الحسینی که چندسالی هست در پایان همه ی نوحه ها و روضه ها برای سلامتیش دعا میکنن. بین بروبچه های مرکز فرهنگی مدرس همیشه ذکر خیرشون بوده و هست ، اونهم با یه تعصب خاصی... توو کاروان هم همه حاج آقا کمیلی رو که میدیدن خودبه خود ذکر اللهم شفع کل مریض بر زبانها جاری میشد... این سالها همش با روحیه و استقامتِ خود مهندس و البته دعای خیر بروبچه هایی که شاگردیِش رو می کردن تاب آورده.

توو ماه رمضون شنیدم... که رحمت خدا رفته.

الگوی صبر و استقامت شده برای همه ی بروبچه های هیئت و موسسه فرهنگیشون.

سخنران مراسم حجت الاسلام و المسلمین حیدری کاشانی بود. از وصیت این خادمالحسین میگفت...

 

دیشب مداح مراسم، شاید از زبون مرحوم کمیلی میخوند:

   گفت کارت چیست ؟

گفتم  یا حسین ! چند سالی میشود، کفشهای گریه کن ها را مرتب می کنم.

من تمام خلق را یکروز عاشق میکنم.

من تمام شهر را از تو لبالب میکنم.

هر سحر از پنج تن، گریه تقاضا کرده ام.

آخه هر چه دادند را یکجا خرج زینب میکنم.


 




موضوع مطلب : خادم الحسین

       نظر
جمعه 93 مرداد 24 :: 7:8 عصر
پاک روان