سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 107
  • بازدید دیروز: 339
  • کل بازدیدها: 1021509



صبحش بعد از نماز صبح ساعت شیش وعده کردن توو حرم و رفتیم سمت وادی السلام.  بنظرم میومد وادی السلام رو هم به سبک تخت پولاد اصفهان دارن خلوت می کنن. بعضی قسمتهاش رو صاف کرده بودن و تمیز، سنگها رو برداشته بودن...

اول رفتیم سر پیامبران بزرگواری که توو وادی السلام خاک بودن. حضرت هود و صالح.

http://hajj.ir/_Shared/_Sites/Site(14)/ehsan/vaadi/vadi%2092.07%20(18).jpg

حضرت هود(علیه السلام) که پیامبر قوم عاد بود.
و
حضرت صالح(علیه السلام) که پیامبر قوم ثمود بود.

بعد از زیارت هم کمی نشستیم تا روحانی کاروان ازقوم عاد و قوم ثمود برامون گفتن:

اینکه قوم عاد, مردمی ثروتمند و نیرومند بودند و عمرهای طولانی ,درآمدهای سرشار و سرزمینی آباد داشتند. حضرت هود(علیه السلام) زحمات بسیار کشید و همواره اونها رو به پرستش خدای یکتا دعوت میکرد.ولی اونها حضرت هود رو اذیت میکردند.
اونها کم کم غافل شدند و به سرکشی , طغیان و بت پرستی پرداختند... عاقبت قهر خدا نمایان شد , باران نبارید, قحطی آمد و خشکسالی همه جا را گرفت...

اینکه قوم عاد به سبب گناهان خودشون نابود شدن و خداوند سرزمین و املاکشون رو به قوم ثمود ارزانی داشت. قوم ثمود اون سرزمین رو بیش از پیش آباد کردن. اونها هم مثل قوم عاد در ناز و نعمت به سر میبردند. خداوند حضرت صالح(علیه السلام) را بر آنها مبعوث کرد. اما اونها ایشون رو به تمسخر گرفتند و سرزنش کردند. تنها عده ی کمی از مردم خردمند به او ایمان آوردند و توانگران خودسر از او معجزه میخواستن. بااینکه حضرت صالح از دل کوه شتری رو برانگیخت باز هم بهانه ها آوردند و ایمان نیاوردند. هم شتر رو کشتند و قصد حمله به حضرت صالح و یارانش رو داشتند که مورد قهر الهی قرار گرفتند. صاعقه ای آمد و همه در خانه های خودشون جان باختند.

بعد از اون راهی مزار علامه قاضی . با آقای قاضی خیلی کار داشتم، یه عالمه حرف، دورتادور قبر نشسته بودیم، روی سکوها، حاج آقا از آقای قاضی تعریف می کردن.

من هم هردو رو داشتم، یعنی هم حرفهام رو با آقای قاضی درمیون می گذاشتم ، هم لابلاش به صحبتهای حاج اقا گوش میدادم (چیکار کنم زمونه زمونه ی قحطی زمانس) . یه عهدی با آقای قاضی بستم و برای رسیدن به حاجتم قول دادم روزی یه سوره یس هدیه بهشون بخونم. حاجتم از اوناش نیست که یه روز بیام اینجا توو وبم براتون بگم که رسیدم-رسیدم به حاجتم رسیدم. نه ..... حاجتی ست که آروم آروم و قدم به قدم باید به دست بیاد. به امید خدا. شومام دعا کنید ظرفیت رسیدن به اون حاجت رو پیدا کنم و لیاقتش رو بهم بدهند. بگو الهی آمین.




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
یکشنبه 93 مرداد 26 :: 2:20 عصر
پاک روان