سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 271
  • بازدید دیروز: 460
  • کل بازدیدها: 1019309



حاج کاظم از حاج همت که میگفت ،....از قطع شدن دست سردار حسین خرازی که میگفت ، از .... چشمهاش پر از اشک بود . لحن کلام بغض آلود بود ، ولی...

ولی کلامش رو ادامه میداد تا قطره ای از آنچه در اقیانوس دلش نهفته داره برای ما بروبچه های -به قولی قلم به دست- جنگ ندیده و انقلاب ندیده و . منتقل کنه.حاج کاظم از این خاک و عطر و خاصیتش و نکته هایی میکفت که به قولی آموختنی نیست. درک کردنیه.....

حاجی میگفت:

باور کنید این چندین سالی که ما اینجا هستیم، هر کسی اومده اینجا ، هر چی خواسته از شهدا گرفته و رفته . اینجا که نشستین، حوالی همین نقطه ، محل قطع شدن دست مبارک سردار حاج حسین خرازی . بر اثر انفجار خمپاره. یه مقدار بالاتر که بریم محل شهادت سردار بزرگ شهید حاج محمد ابراهیم همت . حتما دیدین یا شنیدین که خانومش میگه . روز آخر که اومد با ما خداحافظی کنه، اصلا به ما محل نمی گذاشت. صبح که داشت می رفت ، گفتم نامرد حالا من هیچی، لااقل این مهدی رو بگیر یه نوازشی بکن، حالش رو بپرس. دیدم گریه میکنه، میگه فلانی دیگه من بر نمیگردم. بچه ها رو بعد از خدا سپردم به تو .

حاج کاظم آفاقی از شهدای اومدن و مظلومانه جنگیدن و مظلومانه شهید شدن میگفت . از مظلومیت شهدای عملیات خیبر و اینکه مظلومترین بودن چون امکانات پدافندی توی جزیره نبود و عقبه ای هم نداشتن.

حیجی میگفت امکانات پدافندی که نداشتیمتوی جزیره . عزیزان هوانیروز خدا خیرشون بده ، توی عملیات خیبر امکانات می آوردن . اینها میومدن مینشستن. تا هواپیماهای عراقی دور بشن .............ویا همینطور توی هوا -هواپیماهای- عراقیها میزدنشون.

از خط ما یه تویوتای صورمه ای رنگ بود که مهمات رو می آورد مجروح و شهیدا رو میبرد توی باند هلیکوپتر و می رفت ....

یه روز حداقل 35 تا از شهدای گردان ما رو گذاشته بودن توی شینوک .... شینوک که بلند شد ... یک موشک عراقی ها زدن بهش ... ما فقط دیدیم یه صدای انفجار شدیدی اومد و منطقه پر از خون و ......

به هر کدوم از ما یه نایلون دادن گفتن برین این جساد پاره پاره شده شهدا رو جمع کنید بفرستیم برای خانواده هاشون..................

حاجی دیگه توان ادامه دادن نداشت ....... صلواتی نثار روح امام امت - خمینی کبیر (قدس سره) و تمامی شهدای اسلام .و صلواتی برای سلامتی امام زمان (عج) و صدقه سر امام زمان سلامتی تمامی جانبازان اسلام. 




موضوع مطلب :

       نظر
پنج شنبه 87 خرداد 2 :: 10:42 عصر
پاک روان