سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 278
  • بازدید دیروز: 460
  • کل بازدیدها: 1019316



شهادت امام حسن عسگری (ع) .محضر آقا و مولا . امام زمان عرض تسلیت .

آقاجون . داد از غم جدایی .کی می شود بیایی؟.......

کاش بلد بودم . کاش ادب کلام داشتم . کاش .... دلم میخواد بشینم و یک روز سیر با آقام بی پرده حرف بزنم . کاش لیاقتش رو داشتم که خونه ی قلبم ...

از سرزمین نور . از شلمچه جور خاصی بوی کربلا میومد . اونجا برای ندید بدیدهایی مثل من ... مستت کننده ست . اونجا فقط بشین روی خاکها . چشمات رو ببند و خودت رو توی حرم . جلوی ضریح . چسبیده به ... ببین .حتی لازم نیست دستت رو دراز کنی . همونجا که نشستی لمس کن . خودت رو بچسبون به ضریح شش گوشه و در دلت رو باز کن ...بگو .بگو ....

شلمچه . از جانثاری سربازان امام زمان بسیار میشنوی .

اول نشسته بودیم تا راوی از موقعیت شلمچه بگه و کمی چشمان خاک آلود امثال من رو غبار روبی کنه . کم کم نگاهها اسیر آنسوی سیم خاردارها میشد . نه دیگه اختیار در کف من و تو نبود .

نه بزار ساده تر بگم . راستش چیز خاصی ندیدم از دیگران که چه بر اونها گذشت . چه کردن .......

آخه میدونی . من یکی از اون بدبختایی بودم که هنوز که هنوزه در حسرت دیدن حرم امام عاشقان . عزیز فاطمه ی زهرا . حسین (ع) موندم .هنوز آدم نشدم . نمیدونم ....... بیش از این از سرافکندگی خودم نگم سرسنگینترم . انجا نشسته بودم . رووم نمیشد دعوتنامه بگیرم برای خودم . آخه بغل دستم آدم لایقتر از من زیاد دارم که هنوز ......

داد از غم جدایی ........

بگزار اینجا رو دیگه فقط سکوت باشه . ولی دست عکاسباشی طلا که هرچی هست میشه از توی این عکسا خوند . اجرش با خود مولا .

 

 

 




موضوع مطلب :

       نظر
چهارشنبه 86 فروردین 8 :: 1:56 عصر
پاک روان