سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 150
  • بازدید دیروز: 329
  • کل بازدیدها: 1034929



من کیَم؟ عبدِ فراری ای خدا

امدم با آه و زاری ای خدا

ای که از مادر برایم بهتری

آمدم تا از گناهم بگذری

ای خدا بنگر پریشان آمدم

گرچه بد بودم، پشیمان آمدم

ای خدا وقت خریداری شده

ذکر توبه بر لبم جاری شده

ای خدا مرغ دلم را شاد کن

از سیه چاله دلم آزاد کن

مهربانا چاره کن بیچاره را

خود امان ده بنده ی آواره را

یک نظر کن تا شوم دیوانه ات

تا ابد باشم مقیم خانه ات

خانه ی تو قبله ی حاجات ماست

حاجتم عفو تمام بنده هاست

حاجتِ من رفتن کرببلاست

حاجت من دیدن بیت خداست

حاجت من آرزوی رهبر است

حاجت من دلخوشیِ حیدر است




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 95 آذر 13 :: 4:27 عصر
پاک روان

یا علی توبه کار سه علامت دارد:

1: بعد از توبه از حرامها دوری می کند.

2: برای طلبِ علوم دینیش حریص باشد.

3: آنچنان از گناه برگردد که شیر  از پِستان

و عاقل سه علامت دارد:

1: دنیا را کوچک شمارد

2: جفا را تحمل میکند . و انتقام نمی گیرد .در امور کم نمی گذارد.

3: در شدائد صبر می کند.

 




موضوع مطلب :

       نظر
جمعه 95 آذر 5 :: 8:41 عصر
پاک روان

یابن الحسن اذن دخول می دهی؟...

Related image
Image result for ?کربلا+پناهیان +اربعین+پیاده روی?‎



موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 95 آبان 29 :: 4:2 عصر
پاک روان

خوب ببینیم و خوب بشنویم...

Image result for ?کربلا+پناهیان +اربعین+پیاده روی?‎



موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 95 آبان 29 :: 3:59 عصر
پاک روان

پیاده تا بهشت رفتند...

Image result



موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 95 آبان 29 :: 3:50 عصر
پاک روان

اگر کسی حالت تهوع پیدا کرد(ولی بالا نیاورد) خودش، خودش را تحریک کند تا بالا بیاورد. این بهترست، و این بالا آوردن باعث میشود هر مرضی در معده باشد، رفع شود.

امام صادق راجع به کسی که از کَم اشتهایی رنج می برد ، فرمودند : خوب لقمه ایست پنیر. این باعث می شود دهان تازه شود و دستگاهشان خوش بوو شود و غذاب قبلی را هضم می کند و آماده برای نوبت بعدی می شود.(سفارش شده پنیر با گردو مصرف شود.)

امام صادق فرمودند : ریحانِ کوهی بخورید.(شکلش شبیه ریحان و روی برگ مثل نعنا). عرقِ این گیاه هم خاصیت دارد.

این سبزیِ پیغمبران است. و هشت خصلت دارد:

1: باعث گوارایی غذا میشود.

2: گرفتگی عروق را باز میکمد.

3:آروق را خوش بوو میکند.

4: بوی دهان را خوش بوو میکند.

5:باعث میشود به غذا اِشتها بیاورد.

6: ناراحتیِ گوارش را از بین می بَرَد.

7:...

 




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 95 آبان 22 :: 11:42 عصر
پاک روان

امام صادق فرمودند: از ساق پا چیزی میگذرد که علامت فشار خون است.

غلبه ی خون(فشار) چند علامت دارد: خارش، جوش روی پوست، سرگیجه و حالت چورت زدن.

درمان آن با آرد عدس میشود. آرد عدس را به چند صورت می خورد.* آرد عدس را شربت میکنند و می نوشند. و یا *بصورت حلوا می کنند. آرد عدس خون را کم میکند.

( دقت کنید: تعبیر هیجانِ خون یعنی خون سازی و تعبیر غلبه ی خون یعنی فشار خون)




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
شنبه 95 آبان 1 :: 3:5 عصر
پاک روان

حضرت رسول فرمودند: انسان حلیم سه نشانه دارد

1: حلیم آن است که هر که با او قطع رابطه کرد با او وصل می کند.( کم کردنِ رابطه اشکال ندارد. ولی قطع رابطه با اقوام و خویشان درست نیست.) 

2: هر که شما را محروم کرد، شما عطا کنید.

3: کسی که به او ظلم کرده را نفرین نمی کند.

حضرت رسول فرمودند: یا علی احمق سه علامت دارد:

1: در واجباتِ الهی کوتاهی میکند.

2: بندگان خدا را مسخره می کند(مخصوصاً به خصلتهایی که در خودش تاثیر ندارد.)

3: زیاد حرف می زند . در موردی که خدا خوشش نمی آید.

سه تا علامت برای صالح:

1: بین خودش و خداوندِ رحمان و رحیم را با عمل اصلاح میکند.

2: دینش را همیشه اصلاح میکند.

3: بین خودش و مردم را اصلاح میکند . چیزی را که برای خود می پسندد برای دیگران هم می پسندد. 




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
پنج شنبه 95 مهر 29 :: 11:49 صبح
پاک روان

از کار عشق این گرهِ بسته وا نشد

باب الحوائج همه، حاجت روا ...نشد

بستند راههای حرم را به روی او.

می خواست تا حَرَم ببرد آب را ....نشد

دستانِ او جدا شده از پیکرش،ولی

ولی یک لحظه مشک از کَفِ سقا، رها....نشد

این مشک تووش آب نیست . تووش آبروست.........

برادرم دریاب (به مناسبت تاسوعای حسینی)

ناگاه مَشکِ آبِ ابالفضل را زَدند،

یعنی فرات قسمتِ آلِ عبا.... نشد

 

با مشکِ پاره-پاره سوی حرم نرفت

راضی به دلشکستگیِ بچه ها ....نشد

تیرِ سه شعبه، بست به چشمانِ او دخیل

آنگونه که زِ چشمِ رعوفش جدا... نشد

آنقدر زخمِ فرقِ شریفش، عمیق بود

بر روی نیزه ها سرِ عباس جدا...نشد

..........نشد




موضوع مطلب :

       نظر
دوشنبه 95 مهر 19 :: 11:38 صبح
پاک روان

  

بعد از به دل نشاندن داغ چهار سرو

دلبستگی به واژه  " ام البنین نداشت

دستهات اگه نرده های بقیع رو لمس کرده باشه میدونی ... دیدی ...

اونجا دلت با ام البنین خیلی حرفها زده . آخه تو فقط تونستی ام البنین رو از نزدیک ببینی . مرقد مطهرش نزدیک نرده هاست ... و مزار مطهر چهار امام کمی با فاصله و دور از نرده هاست . البته اونجا که میرسی . بیشتر دلت تو رو به زیارت میبره . ولی همون دلت وقتی به کنار ام البنین میرسه . با زبان بی زبانی می پرسه از ام البنین .که مادر سردار رشید سپاه ثارالله . کجا به آرامش میرسم. کجا بشینم . به کجا چشم بدوزم تا این امواج خروشان کمی آرام بشن . کجاست . خانم فاطمه زهرا (س) کجاست ؟ تو میدونی . بگو کجاست ؟....

 

با خاک حرف می زد و بر خاک می نشست

حاجت به ناز شهیر روح الامین نداشت

می گفت : ای دلاور نستوه ! ای رشید !

خورشید نیز صبر و رضا بیش از این نداشت

عباس من ! که لاله عباسی منی !

ای کاش دل به داغ فراقت یقین نداشت

ای ساغی حرم ! که عتش تشنه ی تو بود

ساغی به جز تو . سلسله "یا "و " سین " نداشت

 

عباس من ! شنیده ام افتاده ای ز اسب

 تاب تحمل تو مگر صدر زین نداشت ؟!

 

بر دست و بازوی تو علی بوسه داده بود

کس چون تو بازوان غرور آفرین نداشت

 

 ام البنین مادر سردار رشیدیست که من و تو بارها و بارها در لحظه های بی کسیمون بهش متوصل شدیم .... به عباس علمدار کربلا .....آ

فرات.  غیرت.   عباس.    عمو....




موضوع مطلب :

         نظر بدهید
سه شنبه 95 مهر 13 :: 3:24 عصر
پاک روان
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >