سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 74
  • بازدید دیروز: 339
  • کل بازدیدها: 1021476



یا علی از ناله، چاه کوفه را آذر نزن

یا حسین جان از نوک نیزه، آتش به خشک و تر مزن

زینب کبری دگر بر چوب محمل، سر مزن

چاک بر پیراهن خود، پای تشت زر مزن

می رسد روزی که، می شود روشن دو عین

خیزد از مهدی ندای یالثارات الحسین

شب بعد از صحبتهای حاج آقا سلیمی، یکدفعه دیدیم، به به .... نمی دونب...آب از لک و لوچه همگیمون راه افتاد.جناب کیانی با یک فقره کیکی دو طبقه ای شکلاتی اومدن وسطی جمع. بروبچام به سرعتی برق ا باد جا واکردند، تا وسطی جمع کیک را بزارندآ برند.........ولی ایشون جونشون بود آ این کیک. مگه میشد ازش جدا بشند.!!!!!!
کیک اومد این وسط آ جناب کیانیم برا اینکه توو تاریخ ثبت بشد که ایشون یه همچی کیکیا برا ما خرج کردند تعارف کردند تا همه تک تک بیان با کیک عکس بیگیرند. بروبچا کیک ندیده ماوم شروع کردند به عکاسی. یه نیم ساعتی طول کشید تا دوستان یکی یکی خودشون یا بچاشون رفتند کناری کیک نیشسند آ با کیکی دوطبقه ای شکلاتی عکس گرفتند.
این کیک خوردن داشت. بالاخره از جیبی خودمون رفته بود.... خلاصه از اون کیک به اوووون بزرگی آ عظمت ، یه تیکه اندازه کفی دست به ما رسید تا بچشیم. اما جادون خالی خوشششششششش مزه بودا. چسبید.
اون شب بعد از مراسمات مفصل کیک خوری آ غیره و ذالک. راهی خوابگاه -مجتمع فرهنگی شهید بروجردی- شدیم. حضراتی آقایونم همونجا شبا گذروندند تا بلکی یوخده احوالاتی رزمندگانی اسلاما درک کنند. صبح هم صبحانشون رو کنار پیاده رو خوردند.
صبح از اونجا راهی روستای نگل -دروازه قرآن نوگل- شدیم.ظاهراً مسجد یا موزه ای بود که قران دست نویسی اونجا گذاشته بودن که ظاهراً به دست خط خلیفشون بود.همون سومی رو عرض میکنم. 




موضوع مطلب :

       نظر
شنبه 87 دی 21 :: 1:17 عصر
پاک روان