سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 155
  • بازدید دیروز: 329
  • کل بازدیدها: 1034934



امروز رفته بودم گلزار یه سری بزنم به سید حسین. آخه........

صبح درآدیوارا شهر رو که دیدم یوخته شکه شده بود.

دستهای رذلی که جرعت کرده بودن کلماتی رو بنویسن. و آدمهایی که هنوز نیومده بودن این لکه های ننگ رو پاک کنند. هنوز وقت نکرده بودن. هنوز....

امروز روز وفات بود.. روز وفات حضرت فاطمه معصومه(س). خواهر امام غریبمون. امام رضا(ع).
امروز اولین روز درگذشت آیت حق, حضرت آیت الله ... بود.

خدایا تاب آوردن, نفس کشیدن, روی پا موندن, به زندگی ادامه دادن, ..... توان میخواد. داشتم به سید حسین میگفتم. ........... پدری حاج جواد 16 ساله که هفتمی تیرماهی 61 توی کردستان شهید شده بود نظرم رو جلب کرد. مشغولی شستشوی سنگ مزار پسرش بود. میدیدم که میره جای دیگه ای و بر میگرده. فکر کردم نشستن من اینجا مزاحت ایجاد کرده براش. 

پاشدم. منم راه افتادم به عزیزان دیگه سری بزنم. دیگه قصد خداحافظی داشتم که ناخداگاه دوباره رفتم سر سید حسین. بازم پدر حاج جواد 16 ساله بودش. موقع رفتن, رفتم یه سلام و عرض ادبی به پدر شهید کنم. پرسیدم از اینکه توی چه عملیاتی شهید شده.

برام تعریف کردن که پسر 16 سالشون توی کردستان به دست کموله ها شهید شده , جنازه پسرشون رو روز شهادت آیت الله بهشتی براشون آوردن و پسر 20 سالشون که از نیروهای اطلاعات عملیاتی بوده از لشکر امام حسین توی والفجر 8 شهید میشه.......

خیلی احساس شرمندگی میکردم در برابر این خانواده ها...... از اینکه ما داریم چه بلایی سر این مملکت اسلامی میاریم.




موضوع مطلب :

       نظر
پنج شنبه 91 اسفند 3 :: 4:11 عصر
پاک روان