سفارش تبلیغ
ابزار بهینه سازی سایت
ابزار بهینه سازی سایت
 
دست خط ...
درباره وبلاگ


به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385 با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
پیوندها
لوگو
به وبلاگ دست خط... خوش اومدین.دست خطم 
هنوز ایراد داره و در حال تمرین هستم، من وبلاگ نویسی را از سال1381 با (پرشین بلاگ) آغاز و با بلاگ اسکای ادامه و این روزها به پارسی بلاگ رسیدم. امیدوارم مطالب این وبلاگ خسته تان نکند و برای دانش افزائی شما مفید باشد... این وبلاگ در سال 1385  با نام دستخط... آغاز به کار کرد؛ وبلاگ دستخط سعی دارد با بیان نکته های طنز، اخلاقی و ... به بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی جامعه، در قالب خاطره نویسی بپردازد. نوشته‏ های این وبلاگ نظر شخصی بنده است. ضمناً جهت افزایش سرعت وبلاگ مطالب مدت زیادی در صفحه نخواهد ماند و به آرشیو منتقل می‏شود که با توجه به موضوع می‏توانید به آنها دسترسی داشته باشید... نقل مطلب با ذکر آدرس مجاز است.
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 117
  • بازدید دیروز: 329
  • کل بازدیدها: 1034896



خب کم کم انگار این بروبچا وبلاگی رفتن از دوکوهه . خب خیالم یوخده راحت شد از دستی آزار و اذیتاشون. (یعنی دیگه موندگار شدم آ خیالم راحت شد)

با بروبچا راوی برنامه گذاشتیم تا ترتیبی یه سری کلاسی آموزشی برا راویا را بزاریم.(الک الکی منم رفتم قاتی راویا.....) هوا خب بود آ نسیم معطر دوکوهه کم کم داشت با ریه هام آشنا میشداین نفسا که میکشیدما احساس میکردم اینا گوله گوله انرژیس که دارد واردی بدنم میشد..... هرچند بعدازظهرم که داشتم میرفتم برای حسینیه حاج همت دوباره این جناب بهرامی یه رژه رفت روو اعصابی من .... ولی سعی کردم فراموش کنم . فراموش کنم هرچی ممکن بود ذهنی منا خراب کنه آ نگزاره از چنین لحظاتی لذت ببرم .....
رفتم حسینیه........ نزدیکای غروب بود . غروب جمعه... دلم تاب نیاورد غروب جمعه زیر آسمان نباشم. رفتم پای درختی تک و تنهایی  که همون نزدیکای حسینیه هست.......... زیرش نشستم به یاد بروبچه هایی که نبودن...پارسالیا آ اونایی که امسال هستن ولی جای دیگه ای... به یاد همه بروبچا...... کاش بلد بودم لحظه هاما ثبت کنم . عکاسی یا فیلمبرداری .اما امان که من دوربین که بگیرم دستم از حالاهوا خودم در میام . پس کمپلت بیخیالی عکاسی میشم .

 میشینم زیری درخت .....آل یاسین رو درمیارم ............چه میچسبه ها ....
آقاجونم .......این پادگان الآن داره پر از سربازای جان بر کفی شوما میشه...........این پادگان فقط شوما را کم دارد .....آقا جون . یا اباصالح (عج).........
سلام علی ال یاسین ..... سلام بر مهدیِ فاطمه ، یوسف زهرا، گل نرگس، قائم آل محمد ، اباصالح (عج)

آقاجون دلم تنگ شده بود ........تنگ شده بود برای چنین فضایی .....برای چنین فضایی که من باشم آ تو وآ خدا ............ شکر

شکر به خاطر تمام لحظات ناب و لذت بخشی که نصیبم میکنی آ من ........... آقاجون خداوکیلی خودت پادرمیونی کن آ لیاقتی درکی لحظه لحظه ی این سفر رو بشم بده....... آقاجون اومدم که شارژ بشم ها ..............

چقدر قشنگس. چقدر قشنگس. سعی میکنم ریه هام رو پر کنم از این هوای معطر ........ تا میتونم اکسیژن هف میکشم (اکسیژن بالا میکشم)




موضوع مطلب : دوکوهه, حسینیه, حاج همت, اباصالح(عج), جمعه, ال یاسین

         نظر بدهید
جمعه 87 اسفند 30 :: 5:42 عصر
پاک روان